»
سه شنبه 3 اردیبهشت 1398 شمسی
Tuesday 23 April 2019 GMT
سه شنبه 15 سيا ما 1592 دیلمی
  منوی اصلی
Skip Navigation Links
درباره ديلمستانExpand درباره ديلمستان
چند رسانه ايExpand چند رسانه اي
زبان Expand زبان
سايت بره سر
الموت من
در سياهكل
منجيل نيوز
لوشان
رودبار آنلاين
شكوفه هاي زيتون
شميران
البرز
سولقان
كن
رودسري ها
طالقان
اشكور
نواي رودبار
 
   شرح مطلب
 نوروزبل، سال نو ديلمي
مهدي اميري نظري , شنبه 7 مرداد 1396 ساعت 7:21

گاهشماري رايج ميان مردم ديلمي ‌زبان کوهستان‌هاي گيلان، گلستان، مازندران، قزوين، تهران و البرز از بن و ريشه وابسته به گاهشماري باستاني ايراني (يزدگردي قديم) بوده است و سال‌شماري يزدگردي قديم، بنابر روايات ايراني و هم‌چنين بر اساس محاسبات نجومي، کهن‌ترين سال‌شمار ايراني محسوب مي‌شود.


گاهشماري باستاني ديلمي، از دوران کهن تا زمان انتخاب يک روز کبيسه با نام ويشک (vishak) و نگه داشتن آن، گاه‌شمار مورد استفاده مردم و حاکمان اين منطقه بوده و سالي «گردان» محسوب مي‌شد. يعني آغاز سال آن که در ابتداي اعتدال بهاري قرار داشت، در هر 1315068/4 سال، يک روز از مبداء (اعتدال بهاري) فاصله مي‌گرفت. اين چرخش تا 929 سال ادامه داشت و سرِ سال، 225 روز از مبداء فاصله گرفت و به نيمه تابستان و زمان خرمن و برداشت فراورده‌هاي کشاورزي و دامي رسيد. 
اين هنگام مناسب‌ترين زمان براي پرداخت ماليات و خراج به حاکمان بود. از اين روي با انتخاب يک روز کبيسه به نگاه‌داشت سال مبادرت ورزيدند و انجام اين کار، نخستين تجربه و اقدام در انتخاب سال و مبداء خراجي در گاهشماري‌هاي ايراني است.


 با توجه به آن‌چه که گفته شد، مردم ديلمستان، وقتي که سر ِ سال (آغاز سال) باستاني به نيمه‌هاي تابستان رسيده بود، با انتخاب يک روز کبيسه در هر چهار سال با نام «ويشَک» سال را در همان جا که بود نگاه داشتند. و زمان اين اقدام، مبداء جديد سال‌شماري ديلمي گشت. که اين مبداء دقيقا برابر است با:
روز دوشنبه، هرمزد روز (اولين روز) از سال 5454 باستاني (يزدگردي قديم) و 71082 روز پيش از مبداء شمسي هجري. (چگونه‌گي محاسبه و به دست آوردن دقيق اين زمان را آقاي هومند در کتاب گاهشماري باستاني مردم مازندران ، گيلان و قزوين نشان داده‌اند)
آقاي عبدالرحمان عمادي، محقق و نويسنده مقالات متعددي در باب گاه‌شماري، به ويژه سال‌شماري ديلمي، خاطرنشان مي‌سازند که در گذشته، در مناطق کوهستاني، تنها تقويم مورد استفاده مردمان، همين تقويم ديلمي بوده است و تنها براي دانستن زمان درست ايام مذهبي، از روحانيان منطقه سوال مي‌شده است.
مراسم آغاز سال جديد (نوروزِبَل) به طور متغير، وابسته به محل برگزاري و نحوه قرار دادن پنج روز کبيسه، بين سيزدهم تا هفدهم مرداد ماه برگزار مي‌شد. اما طبق محاسبات علمي آقاي نصرااله هومند در کتاب «گاهشماري باستاني مردمان گيلان و مازندران» روز دقيق آغاز سال ديلمي همان 17 مرداد ماه سال هجري شمسي است.


درباره مبداء سالشماري ديلمي: مبداء سال‌شماري ديلمي، تاريخي است که مردم ديلمسان با انتخاب و اجراي يک روز کبيسه به نام ويشَک (vishak) آغاز سال را در همان جايي که قرار داشت، ثابت نگاه داشتند. 
نکته مثبت در اين واقعيت اين است که، مبداء تاريخي اين مردم، نه يک رخداد سياسي، يا مذهبي، که يک رخداد کاملا علمي و البته مردمي است. زيرا آن‌گونه که گفته شد، دليل اصلي‌اش، راحتي مردم کشاورز و دام‌دار و صنعت‌گر در دادن خراج و ماليات ساليانه بوده است.
بنابراين، اين مبداء، متعلق به انديشه يا مذهب يا تفکر سياسي خاصي نبوده و تنها بر پايه مناسبات توليد به وجود آمده و مي‌تواند مورد وفاق تمام شمالي ها از هر انديشه و مذهبي قرار گيرد. 
شايد خرده‌گيران اشکال بگيرند که چرا آغاز سال ديلمي، از ميانه تابستان است. در حالي که نوروز ايراني در اعتدال بهاري واقع شده است.
در پاسخ به اين اشکال، دو پاسخ مي‌توان داد. اول اين‌که: آغاز سال درصد بسيار بالايي از مردم کره زمين يعني مسيحيان، در سوز و سرماي زمستاني است. و اين‌که آغاز سال در چه فصلي، باشد، درگير هيچ قاعده‌اي نيست.
دوم هم آن‌که: نوروزي که در اعتدال بهاري (آغاز سال هجري شمسي) توسط تمام کشورهاي منطقه نوروز (ايران، افغانستان، تاجيکستان، هند و...) جشن گرفته مي‌شود، با نوروزِبل ديلمي که آغاز سال ديلمي است تفاوت داشته و اين دو، داراي دو هويت متفاوت‌اند. اولي، جشن طبيعت و اعتدال بهاري و ريشه در اساطير آريايي ايران دارد. و مي‌تواند مبداء تحويل سال قرار گيرد يا نگيرد، چنان‌که در هند يا تاجيکستان يا ترکيه، مبداء سال، همان اول ژانويه است، نه نوروز. اما نوروز هم جشن گرفته شود. 
و دومي، جشني براي آغاز سال ديلمي است که ريشه در فرهنگ و باور کهن اقوام بومي منطقه و بعدتر، مناسبات توليدي منطقه جنوبي درياي کاسپين دارد.
در تمام طول تاريخ مناطق ديلمي ‌نشين، کوه‌نشينان ديلم، هم نوروز را جشن مي‌گرفتند و هم در ميانه تابستان، نوروزِبل را برمي‌افروختند. و اين نشان دهنده استقلال هويت اين دو جشن از هم، در تفکر ديلميان است.


تبديل سال‌هاي مختلف به ديلمي: با توجه به آن‌چه که گفته شد و جدولي که ارائه گشت، براي تبديل سال هجري شمسي به ديلمي، کافي است که عدد 195 و يا دقيق‌تر، عدد 616/194را به سال هجري شمسي اضافه کنيد. براي مثال، سال 1385 هجري شمسي، برابر است با 1580 ديلمي:
1580=195+1385
و براي تبديل سال ميلادي به ديلمي، عدد 426 را سال ديلمي کم کنيد. که با توجه به اين نکته، سال 2006 ميلادي، برابر است با سال 1580 ديلمي:
1580=426-2006


ماه‌ها و روزهاي سال‌شماري ديلمي: سال ديلمي، دوازده ماه 30 روزه دارد به علاوه 5 روز اضافه به نام پنجيک (panjik) که به پايان ماه هشتم اضافه مي‌گردند که روي هم رفته سيصد و شصت و پنج روز است. و هر چهار سال يک‌بار، يک روز به عنوان کبيسه به نام ويشَک بر پنج روز پنجيک اضافه مي‌گردد. 
براي اطلاع بيشتر از ماه‌ها و روزهاي سالشماري ديلمي، در اين‌جا به معرفي آن‌ها مي‌پردازيم، با اين تذکر که پسوند «ما» که در بيشتر اسامي ماه‌هاي ديلمي وجود دارد، به معني «ماه» است:


(در مقايسه روزهاي هجري شمسي با ديلمي، فرض بر سال‌هاي 365 روزه است. در سال‌هاي با يک روز کبيسه، از آن‌جايي که يک روز به اسفند ماه هجري شمسي اضافه مي‌شود و يک روز به پنج‌روز پنجيک در پايان ماه هشتم ديلمي، مقايسه اندکي تفاوت خواهد کرد)


اول: نوروز ما/ از 17 مرداد شمسي هجري آغاز مي‌شود و تا 15 شهريور ادامه دارد. اين ماه و روز اول آن، آغاز سال ديلمي است و در بزرگ‌داشت آن شعله نوروزي (نوروزِ بل) (در ديلمي به شعله بل مي گويند) مي‌افروختند و جشن آغاز سال مي‌گرفتند. 


دوم: کورچ ما/ از 16 شهريور تا 14 مهر ماه هجري شمسي مي‌باشد. در اين ماه، کوه‌نشينان کم‌کم از کوه‌ساران سربلند به سوي جلگه‌ها سرازير مي‌شوند.


سوم: اريه ما/ از 15 مهرماه تا 14 آبان هجري شمسي.


چهارم: تير ما/ از 15 آبان تا 14 آذر طول مي‌کشد. صاحب فرهنگ اسدي، يکي از معاني تير را فصل خزان نوشته است. شايد استعمال «تير» و «تيرماه» در معني فصل خزان، يادگار باقي‌مانده نوعي از گاه‌شماري قديمي‌تر (پيش از مبداء سال‌هاي باستاني ايراني) باشد که تحويل سال را از اول تابستان مي‌گرفتند.


در روز سيزدهم از ماه تير ِ ما، جشن تيرما سينزه (سيزدهم تيرماه) برگزار مي‌شود. 
در اين جشن، اعضاي خانواده نيت مي‌کنند و گوشوار، انگشتر، دکمه يا هرچيزي که مي‌شناسند را در ظرف آبي که از پيش آماده شده مي‌اندازند و دختر نابالغي در کوزه دست مي‌کند و اشياء را به طور تصادفي، يکي‌يکي بيرون آورده و به بقيه نشان مي‌دهد و رباعي‌خوان، يک دوبيتي ديلمي مي‌خواند و بقيه گوش مي‌دهند و صاحب آن چيز از محتواي دوبيتي درمي‌يابد که نيتش برآورده مي‌شود يا نه. 
رباعي‌خوان يا تبري‌خوان، براي گرم شدن مجلس و شادي بيشتر، ترانه‌ها و دوبيتي‌ها را با موقؤم 
 در مايه‌اي از موسيقي ايراني مي‌خواند. بيشتر رباعي‌ها و دوبيتي‌ها ترکيبي است از واژه‌هاي تبري و ديلمي شرق و جنوب گيلان است و آن‌ها را اميري مي‌نامند و بيشترشان منسوب به اميرپازواري، شاعر ديلمي ‌سراي مازندراني است.


15آذر تا 14 دي ماه هجري شمسي. کوه‌نشينان، لاشه گوسفند و گاو را مردال گويند. در موردال‌ما، اواخر پاييز به سبب بارنده‌گي، نوعي گياه به نام tije در کوهستان‌ها مي‌رويد که گوسفند با خوردن آن دچار مرگ و مير مي‌شوند.


پنجم: موردال ما/ ?? آذر تا ?? دي ماه هجري شمسي. کوه‌نشينان، لاشه گوسفند و گاو را مردال گويند. در موردال‌ما، اواخر پاييز به سبب بارنده‌گي، نوعي گياه به نام tij? در کوهستان‌ها مي‌رويد که گوسفند با خوردن آن دچار مرگ و مير مي‌شوند.


ششم: شرير ما/ 15دي تا 14 بهمن هجري شمسي 


هفتم: امير ما/ 15بهمن تا 14 اسفند. به معني نميرماه، يا جاودان يا مهرماه ديلمي است. شانزدهم اين ماه، امير ِ ماي هشت و هشت، يعني 16 مهرماه است که همان مهرگان معروف مي‌باشد. 


 هشتم: آوَل ما/ از 15 اسفند تا 15 فروردين هجري شمسي (چون اسفندماه در سال‌شماري هجري شمسي 29 روزه است) طول مي‌کشد. اين ماه مقارن با اسفند و فروردين هجري شمسي است و در آن آيين کول‌کول چارشمبه (چهارشنبه‌سوري) اجرا مي‌شود. 


در پايان همين ماه، 5 روز اضافه بر 360 روز با نام پنجيک (panjik) جا مي‌گيرد. هر چهار سال، يک روز به نام ويشَک نيز به اين پنج روز اضافه مي‌گردد.


اگر سال 365 روزه باشد، روزهاي پنجيک به ترتيب: شانزدهم، هفدهم، هجدهم، نوزدهم و بيستم فروردين هجري شمسي خواهد بود و اگر سال 366 روزه باشد، پانزدهم فروردين ويشک نام مي‌گيرد و روزهاي شانزدهم تا بيستم، باز هم پنجيک خواهند بود. در قديم، در روزهاي پنجيک، جشن مي‌گرفتند و شخم زدن زمين و خيس نمودن شلتوک و بذر افشاندن را درست نمي‌پنداشتند.


نوروز اعتدال بهاري (اول فروردين هجري شمسي) نيز در اين ماه واقع شده است که در مناطق ديلمستان داراي هويتي به طور کامل جدا از نوروز ديلمي مي‌باشد. و ديلميها و گيلکان و تبري ها و تالشها(چهار قوم اصلي شمال ايران) نيز از ديرباز، هم‌گام با ساير اقوام، با خانه‌تکاني و خريد پوشاک نو و شيريني و آجيل خود را آماده نوروز بهاري مي‌کردند و هدايايي از قبيل پوشاک، کفش، شام و يا پول به مستمندان مي‌دادند.


نهم: سيا ما/ از 21 فروردين تا 19 ارديبهشت هجري شمسي. 


دهم: ديا ما/ از 20 ارديبهشت تا 18 خرداد ماه هجري شمسي. 


يازدهم: ورفًنه ما/ از 19 خرداد تا 17 تير ماه هجري شمسي. ماهي که برف نمي‌آيد، اوج گرما.


دوازدهم: اسفندار ما / 18 تير تا 16 مرداد ماه هجري شمسي.


گريزي به واژ‌گان ديلمي مربوط به گاه‌شماري


فصل‌ها در ديلمي: وهار  ، بهار ، باهار ./ تاوستان ، تاوَسُؤن  / پاييز ، پئيز  / زمستون ، زِمِسان ، زمسُؤن  يا زوموسُؤن . در بسياري از مناطق ديلم نشين اسامي فصل ها مانند نقاط ديگر ايران ادا مي شود.


زمان‌هاي شبانه‌روز در ديلمي: شبانه‌روز: شوانه روز، شبنده‌روز، شؤاروز / صبح‌دم: صوبانزو، صوب، سواين‌سر / پيش از ظهر: پيش‌چاشت / ظهر: چاشت / عصر: سرشو، ورچاشت / نزديک غروب و هنگام فرونشستن خورشيد: پس‌چِم، مغريب‌دم / غروب: اَفتؤ پر دچين  يعني هنگامي که آفتاب، چون پرنده، پرهايش (اشعه خود) را جمع مي‌کند / تاريک‌روشن غروب: چِماليم / شبان‌گاه: شانه‌سر / روز: روج / شب: شؤ، شَو / امروز: امرو / ديروز: ديرو 


جهت‌هاي جغرافيايي در ديلمي:
شمال: کلسيا / 
جنوب: نِسا ، نسوم / شرق: خوراسون  ، خورتاب ، افتؤ وَرَس  ورس يعني برخيز. سويي که آفتاب بر‌خيزد./ غرب: افتؤ زردي


برخي ديگر از واژگان ديلمي( لهجه رايج در منطقه رحمت آباد رودبار):


1.di vi si goden:دانه دانه جدا کردن(مخصوصا براي باقلا)
2.khaavaane:خميازه
3.sil:پوست سبز گردو
4.oshkur:برنج شکسته و دانه ريز
5.oshkol:نوعي سنجاب
6.vare:بره
7.khaale vare:بره کوچک
8.pire mish:گوسفند ماده پير
9.nare kaavi:گوسفند نر جوان
10.mende:گوساله
11.kale gorek:گوساله نر بزرگتر
12.lishe:گوساله ماده بزرگتر
13.kale varzaa:گاو نر
14.gerze:موش
15.kolkaafis:نوعي پرنده
16.ku ku ti ti:يا کريم
17.kashkeraat:نوعي پرنده
18.laaku:لاک پشت
19.khu arekaa:خارپشت
20.mish:قارچ
21.soroof:نوعي علف هرز در شاليزار
22.chipin:جوجه
23.kaatik:مرغ جوان
24.telaa kote:خروس جوان
25.telaa:خروس
26.kark:مرغ
27.bene maahaar:مرغ مسن
28.koleshken:مرغ کرچ
29.khoj:نوعي گلابي
30.asif:سيب
31.naa:نوعي کرم برنج
32.espeje:نوعي شپش
33.marjoo:عدس
34.avijiyan:پاک کردن برنج و حبوبات
35.darjiniyan:خرد کردن هيزم،خرد کردن نان سر سفره براي غذاهاي سنتي چون آبگوشت و...
36.vishtan:بريان کردن
37.pachestan:پختن
38.azaraaniyan:پاره کردن(در مورد پارچه)
39.efseniyan=vesseniyan:پاره کردن(در مورد نخ و طناب و ...)
40.ataraaniyan:پاره کردن سطحي گوشت(در جراحت ها)
41.beraavar:آشکار
42.sevaasar:صبح
43.tat:صبحانه
44.gaajeme:خيش(گاو آهن)
45.poor:شخم(بار اول)
46.dokile:شخم(بار دوم-عکس جهت پور)
47.uraan:شخم(بار سوم)
48.pishkaavol:شخم(بار چهارم-بار آخر)
49.piyaar:پوک
50.mooraan agodan:اکسيد شدن
51.dakaalestan:ريزش کردن
52.pichaa:گربه
53.eshpete:گربه وحشي
54.avlaarestan:خستگي مفرط در حد مرگ!(معادل exhausted در انگليسي)


عكس هاي مراسم سال نو ديلمي در روستاي ملكوت ديلمستان








   نظرات



   ثبت نظر
نام و نام خانوادگی :   (الزامی) 
پست الکترونیکی :   
وب سایت :   
متن نظر :   
    info@deilamestan.com   
  ديگر مطالب
زمستان هاليدشت، اشکورات
از بين بردن درختان راش
روستاي ديلمي نشين ورديج، استان تهران
به بهانه انتصاب فرماندار جديد شهرستان رودبار زيتون
سرزمين جادويي رودبار الموت ديلمي
انتقال عوارضي رشت به قزوين و چند نکته
فيليده، بخش مركزي رودبار زيتون
زمستان رودبار الموت
روستاي نصفي رحمت آباد رودبار زيتون
سُمامُوس
حمام قديمي روستاي تركنشين لوشان، شهرستان رودبار زيتون
زمستان روستاي ملامحله، پيركوه