»
دوشنبه 28 مرداد 1398 شمسی
Monday 19 August 2019 GMT
دوشنبه 13 نوروز ما 1593 دیلمی
  منوی اصلی
Skip Navigation Links
درباره ديلمستانExpand درباره ديلمستان
چند رسانه ايExpand چند رسانه اي
زبان Expand زبان
سايت بره سر
الموت من
در سياهكل
منجيل نيوز
لوشان
رودبار آنلاين
شكوفه هاي زيتون
شميران
البرز
سولقان
كن
رودسري ها
طالقان
اشكور
نواي رودبار
 
   شرح مطلب
 زندگي از كوه به جلگه آمد ، پس زبان نيز تابع آن است
مهدي اميري نظري برسري , یکشنبه 28 مرداد 1386 ساعت 14:32

از قرن ها پيش تر كه در كوهستان ديلم نشين حاشيه جنوبي خزر زندگي جريان داشت و تمدن هاي مختلفي را به خود مي ديد در بخش جلگه اي اين ناحيه امكان زندگي كردن وجود نداشت. به مرور و با تغيير و فراگيري روش هاي جديد، زندگي به جلگه كشيده شده و تا مدتهاي مديدي و تا اين اواخر و در هنگامه حكومت ديلميان بخش اعظمي از زمين هاي جلگه اي هم از آن آنها بوده و باز با تغيير نوع حكومت ها اين روند تغيير كرده و با ايجاد شهرهاي بزرگ و شاه راهها تعريف جديدي از آباداني رقم خورد.


بديهي است زبان نيز تابع اين روند بوده و بهمراه مردم منتقل شده است. سوالي بزرگ در محافل علمي و حتي عامه مردم وجود دارد و آن ريشه زبانهاي شمالي است. دايره بحثم را به سرزمين گيل و ديلم و تالش محدود مي كنم .


 بسياري از دوستان، گيلكي را ريشه زبان ها و گويش هاي محلي ديلمستان و گيلان مي دانند، در حالي كه اين خلاف اصل فوق است.يادآور مي شوم زماني كه در كوهستان ديلم تمدن هاي بزرگي برپا بود ، مناطق جلگه اي امكان زندگي كردن وجود نداشت.


اينكه نام زبان ها و قوم ها از كجا آمده در گنجايش بحث ما نيست ولي اگر قوم گيلك از كوهستان به جلگه مهاجرت كرده باشد خوب طبعا زبانشان نيز ريشه ديلمي دارد و تحت شرايط خاص و گذشت زمان تغييراتي در آن صورت پذيرفته است و اين امري طبيعي است. و اگر جز اين باشد يعني مبدا حركت اين قوم از مناطقي ديگر باشد خوب ديلميان سال ها زودتر در اين ناحيه مي زيسته اند و زبان ميهمان نمي تواند زبان مادر باشد.


 البته دستبردهاي تاريخي زيادي در اين سرزمين زيبا اتفاق افتاده است. قبل از ايجاد شهرهاي بزرگ و بوجود آمدن زندگي ماشيني دولت ها و تمدن ها در مناطق كوهستاني ايجاد مي شدند. تا چندي پيش بخش اعظمي از شمال ايران ديلمستان ناميده مي شد و پس از ايجاد مراكز قدرت در مناطق شهر نشين و قدرت گرفتن قوم گيلك نام اين ناحيه به گيلان تغيير يافت. البته به هيچ عنوان به اين اعتراضي نيست ، امري طبيعي است و نام سرزمين ما به نام قوم اكثريت نهاده شده است. مثل زبان رسمي ما كه اكثر مردم ايران به آن حرف مي زنند.


متاسفانه ديلمستان بزرگ به علت كوهستاني بودن و عدم دسترسي به مراكز اداري كه غالبا در دشت ها و جلگه ها تشكيل شد ، رو به افول گذاشت و هر بخشي از آن به شهرستان يا استاني ديگر واگذار شد. سخنم با دوستاني است كه زبان مردم ديلمستان بزرگ و حتي بكرترين مناطق آنرا كه همانا رودبار و الموت مي باشد را ريشه گيلكي دانسته كه اين اشتباه محض است.


البته نام "ادعاي واهي " بر آن نمي گذارم چون اطلاعات اندك باعث ابراز چنين اظهارنظرهايي مي شود. از روزي كه به نظر سايت ديلمستان در مورد زبان مردم ديلم حمله شد ، تصميم گرفتيم تحقيقي مفصل در اين خصوص انجام بدهيم كه اين يادداشت گزارشي است از آغاز كار.


 البته من ايميل هاي زيادي داشتم چه دوستانه و چه ... اما در مقام اين شغل شريف نديدم كه ايميل آنانرا كه معمولا داراي ادبياتي عاميانه است و قابل انتشار نيست را به مانند برخي دوستان عجولانه بر صفحه نخست سايت گذاشته و هيايو كنم. خويشتنداري و تعامل را بر موضعگيري ترجيح مي دهم.


 اما در مورد لهجه هاي مختلف در ديلمستان و اينكه چرا بسياري از روستاهاي نزديك به هم تفاوت فاحش گويشي و لهجه اي دارند: هم اکنون منطقه اشکورات شامل ?دهستان و ??? آبادي از توابع شهرستانهاي رودسر واملش از استان گيلان وشهرستان رامسر از استان مازندران به نام : دهستانهاي شوئيل ( سال 1373از اشکورسفلي منفك شده است)- اشکور سفلي و اشکور عليا ( بخش رحيم آباد شهرستان رودسر) - دهستانهاي کجيد و سمام ( شهرستان املش ) و دهستانهاي اشکور و جنت رودبار از شهرستان رامسر تقسيم بندي شده است.


 تفاوت هاي زيادي در لهجه هاي هر بخش از اين منطقه كه با شهرستاني خاص در ارتباط است وجود دارد. مخصوصا كاربرد واژه ها .


سفري به روستاي "شوك" داشتم. خانواده اي را ملاقات كردم جالب بود لهجه و كاربرد واژه ها در محاوره پدر و فرزند خانواده تفاوت هاي خاصي داشت. جويا شدم ، فهميدم فرزند اين خانواده كه از دوستان قديمي بنده هستند از زمان شروع تحصيلات راهنمايي به شهري از مناطق جلگه اي و گيلك نشين كوچ كرده و تا پايان تحصيلات عالي در آنجا بوده است و تاثير لهجه و زبان گيلكي بر زبان فرزند تفاوت هاي آشكاري را با آنچه پدر خانواده تكلم مي كرد ايجاد كرده بود.


 پدري كه به علت زندگي در زادگاه خود گويشي دست نخورده تر داشت و واژه هايي آشنا براي من. افعالي مشابه الموتي ها و رودباري ها. نمي دانم به آسيابر ديلمان رفته ايد من بارها و بارها رفته ام چون بسيار به ما نزديك است و آخرين روستاي بخش ديلمان و در مرز خورگام و ديلمان قرار دارد. از اين طرف روستاي استلخ كوه روستاي مرزي خورگام است و اين دو روستا روستاي مرزي دو شهرستان رودبار و سياهكل نيز محسوب مي شوند. تفاوت لهجه اعجاب انگيز است. علت چيست ؟ مگر مي شود دو روستا از يك سرزمين و نژاد اين همه تفاوت زباني داشته باشند؟ بايد بپذيريم كه تغيير زبان و حتي از بين رفتن زبان يك منطقه خيلي راحت صورت مي گيريد همانطور كه زبان آذري پهلوي آذرآبادگان در كمتر از چند ده سال جاي خود را به تركي داد و از بين رفت.(البته در چند روستا بقايايي از آن زبان هنوز وجود دارد)


خورگام ، عمارلو ، ديلمان و رودبار شهرستان چهار بخش از سرزمين ديلم هستند كه سالها در كنار هم - البته از نظر جغرافيايي - زندگي مي كنند. زبان ديلماني ها(نامش هرچه مي خواهد باشد) تقريبا قالب گيلكي به خود گرفته است كه با دقت بيشتر ردپاي واژه هايي را مي شود پيدا كرد كه در گيلكي وجود ندارد و بيشتر در مناطق رودبارها ادا مي شود.


 آن طرف تر زبان مردم الموت را ببينيد چرا بكر و دست نخورده باقي مانده است؟ شايد اين فرضيه درست باشد كه شباهت زياد دو زبان ديلمي و گيلكي اختلاط آنانرا آسانتر مي كند در حالي كه الموتي ها جز شهرستاني هستند كه با زباني متفاوت يعني فارسي طرف اند و چون اين دو كاملا داراي گرامري متفاوت مي باشند اختلاط شان كمتر صورت مي گيرد .


ولي با اين حال اگر پاي صحبت الموتي هايي كه به فارسي صحبت مي كنند بنشينيم ، لهجه مردمان شهر قزوين در صحبت كردنشان نمايان است. در پي كوبيدن زبان يا گويشي خاص نيستم و ادعاي واهي (بقول بعضي دوستان) هم ندارم بدنبال واقعيت هستم همين و بس. واقعيت اين است كه اگر دوستان به خود اجازه بدهند و ديلمستان بزرگ را با ديلمان كوچك متفاوت ببينند بخش اعظمي از مردم جنوب و شرق ديلمستان زبان خود را تاتي (حتي اشتباه) مي نامند و وظيفه ماست تا واقعيات را استخراج كرده تا به نتيجه برسيم.


بر اين امر اصرار دارم تفاوت لهجه در نقاط مختلف ديلمستان بزرگ ناشي از ارتباط با شهرستاني است كه سال ها جز آن بوده اند. شمال ايران زيباست نامش هرچه مي خواهد باشد: ديلمستان ، گيلان ، مازندران ، تالش و ... ولي حس ميهن دوستي داراي ابعاد مختلفي است مي تواند آنقدر بزرگ باشد كه كهكشان راه شيري را موطن خود بناميم و مي توان آنقدر كوچك باشد كه به خانواده و كوچه و روستا محدود شود.


 شايد بعضي از حساسيت ها ما را واداشته ، كه مسائل مهم تر را كنار گذاشته و به ابتداييات بپردازيم. بديهياتي كه بعضي از انديشه ها فقط به خاطر تكرار چندين ساله فرمتي خاص را به خود گرفته و به هيچ عنواني حاضر به تغيير آن نيستند.


از دوستان مي خواهم اگر نقدي بر نوشته هايم وارد است كه مطمئنم وارد است با احترام متقابل به اظهارنظر پرداخته و در صورت بكار نگرفتن واژه هاي توهين آميز نظرشان را بر روي سايت گذاشته تا همگان استفاده كنند. و از دوستاني كه در مقابل تاتي ناميدن زبان مردم ديلم موضع گرفتند خواهش مي كنم از نوشته هاي رد و بدل شده خصوصي (ايميل)كه داراي ادبياتي عاميانه است و قابل انتشار نيست ، براي جلب افكار ديگران استفاده نكنند و به حذف آن اقدام نمايند تا بتوانيم با تعاملي بيشتر و در كنار هم خوش و خرم به آباداني سرزمين زيبايمان بپردازيم.


 اما سخن آخر: بهر حال نامي بر زبان مردم ديلمستان بايد نهاد هر چه مي خواهد باشد ما قبول نداريم قسمتي خود را تات ، قسمتي ديگر گالش و بخشي نيز ديلمي بنامند. و اين را هم مطمئنيم كه گماردن نام گيلكي بر زبان ديلميان اشتباه بزرگي است. و يك تاسف بزرگ: حساسيت ما شمالي ها و مخصوصا گيلاني ها و مخصوصا گيلك زبان ها نسيت به اقوام ديگر ايراني به زبان بومي خودمان بسيار كم بوده و اگر اين روند ادامه پيدا كند تا چند سال آينده اثري از زبان هاي محلي باقي نخواهد ماند.

   نظرات

دوست دار ديلمستان
یکشنبه 12 مهر 1394 ساعت 12:44

سلام بر دوستدار ديلمستان و ديلمي ها جناب آقاي اميري نظري.
جا دارد از شما بابت صرف انرژي و وقتي که در اين راه چون مار پيچ ، که هر کس سنگ خودش را به سينه مي زند، تشکر کنم، جناب شما از حمايت ديلميان دست بر نداريد....محدوده ي ديلمستان ، يا به قول من قلب کوچک جهان ، بايد بماند ....بايد بماند.... افرادي سود جو هميشه در مقابل شما قد علم مي کنند ، شما هدفتان را مشخص کرده ايد، ادامه دهيد ، به افکاري که سعي دارند واقعيت ها را ناپديد و نابود کنند ....نشان دهيد که ميتوانيد ، تا الان هم به تنهايي بار سنگيني را به دوش کشيده ايد....
خب ، دست تنهاييد ،قبول ...اما موفقيت به آساني به دست نمي آيد چرا که اگر اين گونه بود همه ثروتمند و تاجر ، دانشمند يا ..... بودند...
هرگز به بزرگي دست نخواهي يافت مگر انکه طعم تلخ صبر را بچشي...
صبور باشيد انشا الله موفق ميشويد.. مطلبي که به قلم خود گردآوري کرده ايد را توجه نمودم عالي بود. در پناه حق

-


   ثبت نظر
نام و نام خانوادگی :   (الزامی) 
پست الکترونیکی :   
وب سایت :   
متن نظر :   
    info@deilamestan.com   
  ديگر مطالب
روستاي زيدشت طالقان
جنگل‌هاي هيرکاني ايران جهاني شد
درختان نظركرده نوده خورگام رودبار زيتون
غارهاي دربند رشي رودبار، قديمي ترين سکونتگاه ثبت شده انسان در ايران
نقش برخي مديران در زمين خواري لاهيجان
تصاويري از روستاي ديلمي نشين نوجان، استان البرز
رودبار، نجات زيتون، نجات زندگي
جشنواره ملي گلدهي سوسن‌چلچراغ در داماش
بسوي سرزمين گيل و ديلم و تالش، 140 سال پيش
طبيعت منطقه ديلمي نشين طالقان
آسيب به طبيعت درياچه ويستان بره سر
بهار از چشم پنجره