|
|
خاطره زمين لرزه 31 خرداد سال 1369 |
|
مهدی امیری نظری برسري
,
یکشنبه 30 خرداد 1389 ساعت 10:19 |
|
31 خرداد سال 69 زمين لرزه اي به برزگي 3/7 درجه در مقياس ريشتر بخش اعظمي از ايران زيبايمان را لرزاند كه خرابي هاي شديد آن عمدتا در منطقه شمال بخصوص كوهستان ديلم نشين جنوب گيلان و شمال استان قزوين بود. زمين لرزه اي كه هر چه انرژي در خود داشت را صرف خرابي خانه و كاشانه هايمان كرد. آن روزها سال دوم راهنمايي بودم . هنگام زمين لرزه وقتي به خود آمديم كه ديوارها ريخته و گويي قيامت در مقياسي كوچك بر ما نازل گشته است. همه ديوانه وار فرياد مي زدنند و التماس براي نجات از مرگ. آن شب تاريك تر از بقيه شب ها بود ، مي گفتند صاعقه و باد سياه نيز داشته ايم. من با برخورد تكه گچي كه از سقف جدا و بر صورتم اصابت كرد بيدار شدم كه دقيقا مصادف با لرزش زمين بود اولين چيزي كه برخورد كردم لوله هاي خرطومي برق بود كه از لاي ديوار بيرون زده شده بودند . به سوي در اتاق رفتيم كه فرار كنيم ولي با دري بسته روبرو شديم. از پنجره روبه كوچه به بيرون پريديم . صورتم پر از خون شده بود. لحظاتي بر ما گذشت كه فقط بايد از نزديك ديد و لمس كرد . با نوشتن و تعريف كردن نمي توان حتي درصدي از آن را به مخاطب انتقال داد. زمين با ما قهر كرده بود. در اوج خواب آرام به سراغ ما آمد و چه بد و خشن ما را بيدار كرد . اي كاش به همين بسنده مي كرد . سقف خانه هايمان را بر سرمان فرو ريخت و جان عزيزانمان را گرفت. اي خداي بزرگ هر آنچه تو تشخيص دهي همان درست است ... مردم محل ، چمنزار پشت چشمه را براي جمع شدن انتخاب كرده بودند . همه حيرت زده بودند ، خيلي ها هنوز نمي دانستند چه بر سرشان آمده ، پس لرزه ها پشت سر هم مي آمدند و هر از چند گاهي تلنگري بر خانه هاي نيمه خراب مي زدند. صبح شد و انتظار كمك ، مه منطقه را پوشانده بود . مردم به طرف امامزاده كه بالاتر از محل بود راه افتادند و در آنجا اتراق كردند .چون چادري نبود با استفاده از پلاستيك سرپناهي ايجاد كرديم تا خانواده حداقل آسايش را داشته باشد. بعد از چند روز و با صاف شدن آسمان گروه هاي كمك با بالگرد به منطقه آمدند و در گوشه كنار چمنزار چادرهايي برپا شد. روزها به همين منوال گذشت تا اينكه كار بازسازي منازل شروع شد . مقرر شد تا اسكان موقت براي مردم ايجاد شود. فرمانداري يكي از شهرستانهاي استان مازندران مسئول بازسازي محل ما بود. وعده هاي زيادي داده شد: تير آهن ، مصالح ساختماني خوب و ... اين ستاد بازسازي جز مقداري چوب و ميخ و ... كه لازمه يك سرپناه صحرايي است ، چيزي به مردم نداد و همه وعده ها به فراموشي سپرده شد. مردم خود خانه هايي را علم كردند و ساختند. اكنون كه اين مطلب را مي نويسم ، جز افراد بي نياز ، بيشتر مردم همچنان در خانه هاي موقتي كه خود ساخته اند ، زندگي مي كنند . به تازگي دولت آقاي دكتر احمدي نژاد وامي را به تصويب رسانده است و در حال پرداخت به مردم مي باشد و شنيده ها حاكي از آن است كه مسئولين امر تصميم به افزايش وام مورد نظر دارند. اين اقدام دولت محترم شايد كمي از نا اميدي و دلخوري مردم بعد از چندين سال بكاهد، به نوبه خود از اقدامي كه هرچند دير آغاز شده ، سپاسگزاري مي كنيم. و چقدر دوست داريم تا كسي بيايد و بپرسد و بررسي كند آنچه را كه در سال 69 اتفاق افتاد و پيگيري كند عملكرد مسئولين استاني آن روزها را.
|
|
محمد اميري نظري برسري |
|
چهارشنبه 2 تیر 1389 ساعت 7:33 |
|
|
من هم اون شب با برادرم مهدي توي اون اتاق بودم واقعا چه بر ما گذشته و هنوز هم به اميد بازسازي اصولي منطقه خورگام هستيم ولي......... |
-
ksa.nazari@gmail.com
|
|
|
|
نبی اله حبیبی |
|
چهارشنبه 2 تیر 1389 ساعت 7:25 |
|
|
تب كرد خاك و تيرهء انسان تباه شد
شرمنده باز چهرهء خورشيد و ماه شد
انسان نماند و در وزش تند گورها
پيشاني سپيد زمين راه راه شد
ما را به غير ديدن گور و كفن نبود
روز و شبي كه رفت سپيد و سياه شد...
یاد و خاطره آن شب واقعا...باد.یادتان هست صدای غرش مانند و خاک که به هوا می رفت.همه اون روزها و ایام ثانیه و دقیقه هایش یادم هست.بدرود |
-
khorramkoh@gmail.com
|
|
|
|
حسين عيسي پور |
|
دوشنبه 31 خرداد 1389 ساعت 16:46 |
|
|
خداوند همه عزيزان از دست رفته را مورد رحمت و آمرزش قرار دهد، يادشان گرامي. همه ما مي دانيم بسياري از اين عزيزان به دليل نبود امکانات پزشکي و عدم وجود راههاي مناسب جهت امداد به موقع و رساندن مصدومان به مراکز درماني جانشان را از دست دادند، اميدواريم مشکلات 19 سال پيش اين مناطق روزي مرتفع گردد. به اميد توجه مسئولين به مشکلات اين مناطق. |
-
isapour.h@gmail.com
|
|
|
|
مسلم سفيدي شيرکوهي |
|
پنجشنبه 29 مرداد 1388 ساعت 21:21 |
|
|
سلام کاش ميشد اقاي نظري تيمي از تمام روستا ها و شهر هاي رودبار تشکيل ميشد و کتابچه اي از خاطرات اون شب نوشت و اسم تمامي افرادرو به يادگار نوشت اين خونه وامثال اينا خراب شدني هستن چه با زلزله چه با گذشت زمان براي پيشنهادم فکر کنين هر روستا يک نفر کافيست |
-
m.sefidi@yahoo.com
|
|
|
|
هادي لطفي سياهرودي |
|
شنبه 20 تیر 1388 ساعت 15:53 |
|
|
سلام جناب آقاي مهندس نظري خداوند همه رفتگان زلزله سال69 را قرين رحمت خود نمايد. |
-
hadi5050@yahoo.com
|
|
|
|
میلاد اصغرزاده |
|
جمعه 12 تیر 1388 ساعت 5:43 |
|
|
اقای نظری سلام نمی دونم ایا در رودبار مراسم یادبود نمادینی برگزار میشه یا نه .مراسمی شبیه یادبود خاطره هیروشیما در ژاپن . این مراسم همین تصویرسازی ای از گذشته است و هم چشم اندازی به اینده . امیدوارم یک روز همچنین امکانی در شهرستان به وجود بیاد پاینده باشید |
-
|
|
|
|
مجيد بي گناه ميكال |
|
چهارشنبه 3 تیر 1388 ساعت 23:13 |
|
|
با اينكه اون موقع 8 سال بيشتر نداشتم و ساكن اصفهان بودم ولي خوب يادمه حتي تلفني نبود كه از حال اقواممان خبري بگيريم روزاي سختي بودن ... |
-
|
|
|
|
شراره |
|
چهارشنبه 3 تیر 1388 ساعت 20:21 |
|
|
واقعا شب وحشتناکی بود . در آن شب مهیب من به طرز معجزه آسایی از مرگ نجات پیدا کردم ، همه چیز مثل کابوس بود و هر آن فکر می کردم لحظاتی بعد همه چیز مثل خواب به پایان خواهد رسید ولی متاسفانه این طور نبود. اولین شب تابستان 13 سالگیم بود و سرمست از اینکه امتحاناتم به پایان رسیده و زمان استراحت و تفریح فرا رسیده ولی دریغ که حادثه همیشه در کمین نشسته است و تابستان سیاهی در انتظار من و مردم شهرم بود . وقتی آن اتفاق وحشتناک رخ داد همه چیز ناگهان فرو ریخت و از شهر جز ویرانه ای باقی نماند . بازماندگان و کسانی که توانسته بودند خود را از زیر آوار نجات دهند گریه می کردند و تلاش می کردند که عزیزانشان را از زیر خروارها خاک بیرون بیاورند و از یکديگر کمک می خواستند ولی افسوس که کسی برای کمک نبود و هر کس خودش به کمک دیگری نیاز داشت . الان که 19 سال از آن زمان می گذرد هنوز هم نتوانسته ام خاطر تلخ آن روزها را از خاطرم پاک کنم و صحنه های هولناک هیچوقت تنهایم نمی گذارند . اینک به تمام بازماندگان و کسانی که در آن فاجعه عزیزان خود را از دست دادند تسلیت می گویم و با آنها ابراز همدردی می کنم ، چون فقط درد کشیدگان و کسانی که خودشان عزیزی را بیگناه از دست داده اند یارای درک آنها را دارند.
|
-
sharareh_1356_b@yahoo.com
|
|
|
|
ابراهیم امیری نظری |
|
سه شنبه 2 تیر 1388 ساعت 21:2 |
|
|
برای همه ی درگذشتگان این زلزله ی هولناک طلب مغفرت و امرزش میکنیم و برای شادی روح این عزیزان صلوات میفرستیم.خدا رحمتشان کند. |
-
nazari_ebrahim@yahoo.com
|
|
|
|
معصومه جهانگیرپور |
|
سه شنبه 2 تیر 1388 ساعت 19:16 |
|
|
با آنکه من در آن سال خیلی کوچک بودم فکر میکنم شش ساله بودم ولی قشنگ یادم هست وقتی بعد از چند روز به روستای پدری ام رفتیم خیلی ها عزیزانشان را از دست داده بودند و داغدار عزیزانشان بودند و بیشتر خانه های روستا تخریب شده بود و مردم مدت زیادی را در چادر زندگی می کردند و کسانیکه خانه هایشان خراب هم نشده بود از ترس پس لرزه ها به داخل خانه هایشان نمی رفتند.(من جمله مادربزرگ مرحوم خودم) به امید آبادانی بیشتر در روستاهای تخریب شده. باز هم یاد عزیزان از دست رفته گرامی باد. |
http://noudeh.snm.ir/
-
noudeh87@yahoo.com
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ديگر مطالب
|
|
|
|