به گزارش خبرنگار مهر، عنایت سمیعی در جلسه روز دوشنبه 18 آبان در کانون ادبیات ایران که به نقد و بررسی رمان "روز هزار ساعت دارد" اختصاص داشت گفت: این رمان مبنتی بر سه درون مایه اصلی است. اول زندگی روستایی، دوم مبارزات چریکی و سوم فرآیند نوشتن یا دغدغه فرم که ظاهراً به بخشی از محتوای رمان تبدیل شده است.
این منتقد درباره مورد آخر توضیح داد: دغدغه فرم بیش از همه در نثر رمان تجلی پیدا میکند. نثر این رمان از مفردات و اصطلاحات، ترکیبات ادبی، پیروی از الگوهای بدیعی و بیانی از جمله واج آرایی، جناسسازی و سجعپردازی به همراه استفاده ناچیز از زبان معیار تشکیل شده است.
وی ادامه داد: به کارگیری الگوهای آرکائیک خود به خود نه امتیازی برای رماننویس محسوب میشود و نه نقصانی. نسل تازه از طریق فضا-زمان رمان به پس زمینه ادبی، اجتماعی و تاریخی پیوند میخورد و در نهایت در ساخت اثر جذب و ادغام میشود نه اینکه به مثابهای عاملی منفرد عناصر رمان یکدیگر را تحت شعاع قرار دهد.
سراینده مجموعه شعر "فال قهوه" ادامه داد: رمان "روز هزار ساعت دارد" رمانی است مبتنی بر حدیث نفس که از منظر دانای کل نامحدود از طریق نثر آرکائیک روایت میشود. چنین نثری با خرافاتی که مورد تایید راوی نیز هست گره میخورد. راوی خود را از سلاله دعاگران آینده بین میپندارد اما آینده بینی او از گفته به فعل در نمیآید. به عبارت دیگر، رمان "روز هزار ساعت دارد" همچون نمایشنامه ادیپ بر پیشگویی استوار نیست بلکه در فرآیند بازسازی نیز بر گذشته متکی است.
وی افزود: در این رمان صرفاً نثری کهن نما به نمایش گذاشته نشده است بلکه این نثر معلول ذهنیتی است که به گذشته عشق میورزد.
سمیعی تاکید کرد: متاسفانه آن طور که انتظار میرفت دغدغه فرم در رمان "روزهزار ساعت دارد" با محتوا ادغام شود این امر صورت نگرفته و پیوندی ارگانیک نیافته است.
زبان این رمان برساخته از زبان دیلمی است
یوسف علیخانی داستاننویس و پژوهشگر در ادامه این نشست عنوان کرد: رمان حیدری ملک میان در مقایسه با رمانهای خلق شده در این روزها که بر خوشخوانی و جلب خواننده در سطرهای اول تاکید دارند برخلاف بازار حرکت میکند و در یک جمله میتوان گفت رمانی متفاوت است.
وی با اشاره به شباهتهای نحو و نثر این رمان با زبان دیلمی عنوان کرد: با اینکه نویسنده سعی دارد بگوید که در روایتش مکان برایش اهمیتی ندارد اما در "روز هزار ساعت دارد" زبانی به دست میدهد که برساخته از زبان دیلمی است. وی گذشته از این که از اسامی ماههای دیلمی استفاده میکند با استفاده از جملات طولانی و برهم زدن ترتیب مضاف و مضافالیه و موصوف و صفت این زبان را بیشتر تداعی میکند.
علیخانی در پایان سخنانش به برخی شباهتهای این رمان با رمانهای "پدرو پارامو" اثر رولفو و "صدسال تنهایی" نوشته مارکز اشاره کرد و نمونههایی مشابه را برای حضار خواند.
محمدرضا گودرزی داستان نویس و منتقد ادبی سخنران دیگر این نشست بود که درباره رمان "روز هزار ساعت دارد" عنوان کرد: خصوصیات این رمان بیشتر ایجاب میکند که با رویکرد نقد اسطورهای به سراغ آن برویم.
وی ادامه داد: در این اثر با بیان عاقبت محتوم و استفاده از عناصر تمثیلی مثل اعداد 7 (برای تعداد گاوها و تعداد فرزندان) و همچنین عدد هزار و دیگر عناصری اسطورهای رو به رو هستیم که در عین اینکه به زمان و مکان ارجاع دارد اما در کل نازمانمند و نامکانمند است.
گودرزی توضیح داد: رمان در پی شرح جامعهای اسطورهای است که درگیر اسطورهاست و میخواهد همچنان در اسطوره باقی بماند.
وی افزود: در این رمان مرز تقابلهای واقعیتها و غیر واقعیتها گاه در هم میشکند و تنها تقابلهایی که همچنان تا انتها برجا میمانند تقابل نوشتن و ننوشتن و همچنین تقابل مدینه فاضله با مدینه نافاضله است.
گودرزی رمان "روز هزار ساعت دارد" را کتاب مناسبی برای مطالعات فرهنگی دانست و درباره نثر آن توضیح داد: برخلاف بسیاری از داستانها و رمانهایی که این روزها میخوانیم و شاخص ادبیات نسل ما شدهاند این رمان نثر بسیار پاکیزه و خوبی دارد که میتوان از آن به عنوان شاخص شایان توجه در این اثر یاد کرد.
فریدون حیدری ملک میان متولد 1345 است و رمان قبلی او "مرگ بیتوبه، مرگ بی وصیت" نام دارد.
وی تا کنون آثار زیادی در زمینه زنگینامه در کارنامه خود دارد و علاوه بر داستاننویسی، ویراستار حرفهای نشریات و موسسات انتشاراتی است.