- خواستگاري
براي خواستگاري يکي از بزرگان خانواده داماد به خانه دختر مي رود و بعد از اظهار مطلب و فرصت چند روزه و در نهايت گرفتن جواب مثبت و موافق آنها ، مرحله اول که نشان گذاري( Neshangozari)است آغاز مي شود.چند روز بعد يک دستمال ابريشمي قرمز ، يک پيراهن يا شلوار سنتي ، يک انگشتر نقره و مقداري شيريني و شکلات و نان برنجي و کشمش و نخود (نخودچي) را در يک سيني بزرگ که در اصطلاح محلي به آن مجمع (Majmaa ) يا طبخ Tabakh ) مي گفتند گذاشته و مادر يا خواهر داماد يا يکي از کساني که به داماد خيلي علاقه داشت حمل کرده و به خانه عروس مي بردند. در اين مرحله داماد آنها را همراهي نمي کرد و در خانه مي ماند.

- شيرني خوران
چند نفر از بزرگان و فاميل را جمع مي کردند يعني عروس فاميل هاي مربوط را در منزل خودشان و داماد هم همين طور ، بعد به منزل عروس مي رفتند. بعد از شام ابتدا درم (Dorm ) يا درميه ( Dormiya) يا شيربهاء را معين مي کردند که در قديم معمولا 500 تا 5000 تومان بود که از طرف خانواده داماد تحويل خانواده عروس داده مي شد تا با آن فرش ، صندوق چوبي و ... بخرند. معمولا مهريه در قديم 5 يا 10 تومان بود ولي امروزه از مرز 3 يا 4 ميليون تومان هم فراتر مي رود. بعد از اتمام مسئله ، کاغذي معروف به خط رفت ( Khateraft)مي نوشتند که در آن مهريه ، شيربهاء و ... تعيين مي شد و معتمدين هم آن را امضاء مي کردند و پس از فرستادن صلوات مي گفتند قرارداد تمام به (Tamam Be ) يعني قرارداد تمام شد .(پس از آن کله قندي که قبلا دور آن پارچه پيچيده شده يا کادوپيچي شده بود را يکي از ريش سفيدها مي شکستند و تکه کوچکي از قند را به داماد مي دهند و هديه مي گيرند. اين هديه معمولا شامل پيراهن ، حوله بزرگ يا پول است. اين قسمت داخل پرانتز را در مازندران در خواستگار يکي ا بستگان شاهد بودم)شکستن کله قند که به عنوان پايان نوشتن قراردادازدواج و از طرفي شروع اين وصلت با قند و شيريني است به اين باور که زوجين داراي زندگي شيريني باشند. اين رسم به همراه باورهاي مربوط از قديم رايج بوده و امروزه نيز اجرا مي شود.
- حنابندان بطور مختصر ، در هنگام حنابندان دعا مي خوانند.دعايي که در مورد حنابندان وگل چيدن است البته اين شعرها آميخته اي از ادبيات ، عشق و مذهب است. بعد از پايان دعا همه دست مي زنند و شادي مي کنند و حنا بندان شروع مي شود.در هنگام حنا گذاشتن ، هر کدام از عروس و داماد دست راست خود را روي سر مي گذارند و يک نفر مرد در دست چپ داماد و زني هم در دست چپ عروس حنا مي گذارد. در مرحله بعد روي اسکناسي حنا مي گذارند بعد آن پول را مچاله کرده و بين حاضرين پرت مي کنند که معمولا فردي که آن را برمي دارد به عنوان يادگار در آلبوم نگه مي دارد.سپس عروس و داماد هر کدام دست ديگري را با دستمال يا دستمال کاغذي پاک کرده و شمع ها را فوت مي کنند تا خاموش شود.بعد از آن عروس سيني حنا را در بين حاضرين مي گرداندوداماد هم شيريني را. هر کسي که حنا بردارد معمولا در عوض آن هديه اي مي گذاردکه به آن حناپولي (Hanapouli ) مي گويند. فرداي آن شب داماد با دسته گل به منزل عروس مي رود.
- عروسي در مراسم عروسي و انتقال عروس به خانه بخت،باورها و رسوم خاصي وجودداردازجمله :نارنج(Narenj)يک سيني شامل دو عدد سيب ، دو عدد پرتقال ، دو عدد انار و يک تکه کوچک قنديا شيريني است که داماد در هنگام انتقال عروس ، با فاصله آنها را پرتاب نموده و از روي سرعروس عبور مي دهد. مقصود آنها از اين عمل و باوري که وجود دارد اين است که انشاءالله عروس خانم روزي رسان باشد و البته سکه هم روي سر عروس مي پاشند که منظور طلب سلامتي و نوعي صدقه براي رفع بلا و حفظ سلامتي زوجين در زندگي مشترک است و اينکه زندگي همراه با سلامتي و شيريني داشته باشند.اين رسم شور و حال عجيبي به مراسم عروسي مي دهد زيرا عده زيادي از حاضرين به ويژه جوانان سعي مي کنند ميوه هاي پرتاب شده را بگيرند چون باور دارند که ميوه ها باعث خير و برکت زندگي آنها مي شود.
بعد از ورود عروس به منزل داماد ، يک پسربچه را بغل عروس مي دهند که عروس نيز انعامي به او مي دهد. باورشان بر اين است که با اين عمل انشاءالله عروس بچه دار شودواولين فرزندشان هم پسر باشد. برخي راويان چندين مورد را نقل مي کردند که با اجراي اين رسم علاوه بر اينکه عروس بچه دار شده و عقيم نشده بلکه فرزند اولشان هم پسر بوده است.
برخي باورهاي ديگر در مورد ازدواج:
- اگر کسي در هنگام عقد( لحظه قرائت خطبه عقد) قيچي بزند آن وصلت به هم مي خوردچون با قيچي زدن رشته خوشبختي آنها پاره خواهدشدوبه همين دليل معمولامراسم خواندن خطبه و عقد در دفترخانه ازدواج يا در مکان خلوت برگزار مي کنند.
- در هنگام خواندن عقد پنجه گرفتن دستم ممنوع بوده و شگون ندارد.
- در کفش راست عروس و داماد شکر يا خاک قند مي ريزندچون معتقدند با اين عمل خوشبخت و شيرين کام مي شوند و اينکه زندگي شيريني را شروع کرده و ادامه دهند.
- در هنگام انتقال عروس به منزل داماد ، دو عدد تخم مرغ در بيرون درب مي گذارند تا همراه با بيرون آمدن عروس و داماد تخم مرغ ها بشکند. معتقدند با اين کار چشم افراد حسود و بدبين مي ترکد يعني به نوعي محفوظ ماندن از چشم زخم .
-بعد از عقد عروس داماد در خانه عروس مي ماند ،صبح روز بعد کفش داماد را پنهان کردهو داماد با دادن انعام کفشش را پس مي گيرد.
اين هم شعري که در حنابندان مي خوانند: يارب که تو را فرصت الٌاهي باد بدخواه تو را تير سحرگاهي باد هر کس که تو را بيند و شادي نکند بر روي زمين تپيده چون ماهي باد يارب که تو را تاج تبارک بادا همراه تو ياسين و تبارک بادا در عرش برين فرشته ها مي گويند
ايام عروسيت مبارک بادا
چند عكس ديگر از اين روستا
درخت گردوي كهنسال

علف ريسي

نمايي از كوه هزارخال

نماي روستا از قله هزارخال

|