»
چهارشنبه 17 شهریور 1389 شمسی
Wednesday 8 September 2010 GMT
چهارشنبه 3 کورچ ما 1584 دیلمی
Skip Navigation Links
ديلمستان
درباره ديلمستانExpand درباره ديلمستان
چند رسانه ايExpand چند رسانه اي
آرشيو نظرات ارسالي
دانلود فايل هاي برگزيده
زبان Expand زبان
ارسال مطلب و عكس
كل مطالب سايت
پيوندها
تماس با ما
N G O
ايميل ديلمستان
تادانه
نشر آموت

 تشكيل N G O در شهرستان رودبار
مهدي اميري نظري برسري , شنبه 29 تیر 1387 ساعت 19:29

ضرورت های تاسیس یک NGOدر شهرستان رودبار


ميلاد اصغرزاده


در حالی که تا چندی پیش فلسفه اجتماعی غرب از حذف مناطق در اقتصاد جهانی و یکپارچه سازی نهادها و ساختارهای فرهنگی صحبت میکرد وقایع جهانی در دو دهه اخیر اندیشمندان غربی را به بازیابی و بازپروی اصول و ساختارهای تعریف شده در فلسفه مدرنیته واداشت.


یکی از این ارزش های نو احیا در فلسفه ی نو مدرنی که اکنون همه ان را به عنوان پست مدرنیه میشناسیم نقش محوری مناطق و فرهنگهای بومی در ساختار جهانی سازیست .


وقایع دو دهه اخیر به خوبی به ما نشان داده اند که یکسان سازی فرهنگی عملا غیر ممکن است و در صورت استفاده از اهرم فشار حوادث و مصیبت های ناگواری را بر دوش جامعه ی جهانی خواهند نهاد .



بنابراین فرمی در اقتصاد که تولید یکپارچه و یکسان و مصرف کننده یکسان را مد نظر داشت به تولیدات گوناگون برای مصرف کنندگان گوناگون تغییر شکل یافت .


حالا دیگر از ایدئولوژی های نهادمند یکسان صحبت نمی شود و ارزش ها بیشتر از انکه در غالب قاره ای و جهانی تعریف شوند تبدیل به جزیره های فردی شده اند .البته این به معنی گام برداشتن به سوی بی اخلاقی نیست بلکه رهایی از ساختار کل نگر دولت ها دراخلاق مندی است.


در سایه پست مدرنیته مهاجران جوامع غربی از وصله های ناجور و زوائد فرهنگ غربی به بخش هایی لاینقطع از ان و حتی به عنوان نمادهایی از این سیستم اخلاق مندی جدید تغییر کاربری داده اند و دولت ها مجبور به تغییر سیستم اداری و حتی تلاش برای ایجاد تغییر در بینش جامعه غربی نسبت به مهاجران و بازیابی نقش خود و دیگران در جوامعشان شده اند و همین مسئله است که باعث شده فوکویاما در کمتر از دو دهه بعد از کتاب پایان تاریخ دست به قلم شود و در کتاب (ما که هستیم )راه جدیدی را پی بگیرد.


انچه که در تعریف ما مهم است نقش مناطق در داخل سیستم های دولتی است.چرا که هنوز نهادهای دولتی انقدر کوچک نشده اند که نقش انها را به کناری نهیم ودریای امنیت در سیستم بین المللی انقدر کم طوفان نشده که قایق های کوچک مناطق را به ورطه ی ان بیندازیم.


بنابراین تا ارام شدن دریا هنوز دولت ها طرف صحبت مناطق هستند و مو ظفند تعاملی سازنده با انها در غالب تعاریف دو دهه اخیر داشته باشند.این تعاریف نسبت های قبلی را در عمل و اجرا به هم می ریزد.در تعاریف قبلی رفته رفته چه در عمل و چه گاهی که ملاحظاتی بود به صورت زیر پوستی مناطق از رده خارج شده و در مقابل نقاط زود بازده یا اصطلاحاً نقاط کارا رشدی تصاعدی یافتند .


مهاجرت به شهرهای صنعتی فزونی گرفت و روستاها خالی از سکنه شد .کارخانجات صنعتی در بعضی از شهرها که گاها سکنه گاه افرادی از مرکزیت حکومت ها بود متمرکز شد .کشاورزی جای خود را به تولیدات صنعتی داد و بحران غذا وگرانی ان اوج گرفت،مشکلات حاشیه نشینی ،تضاد فرهنگی،قتل ،اعتیاد ،دزدی و به اتش کشاندن ماشین های گرانقیمت اوج گرفت.تراکم در شهرها تبدیل به موضوعی بحرانی شد که همراه خود ترافیک بالا، طولانی شدن ساعات انجام کارها، عدم شناخت از دیگران و ترس ،عدم امنیت ضعف اعصاب و ناراحتی روحی و روانی را به همراه اورد.


تمام این مسایل باعث شد تا اندیشمندان به فکر بازیابی نقش در حال مرگ مناطق شوند.انها به خوبی دریافته بودند که هویت و استقلال انها در عرصه جهانی در سایه حیات فرهنگهای بومی روستاها و مناطق معنا می گیرد و گرنه جامعه ی شهریشان خود را وابسته به این ریشه ها نمی دانند و برای حفظ انها هم تلاشی نخواهند کرد.


 از طرف دیگر با رکود روستاها محصولات کشاورزی کمتر خواهند شد و برای ورود ان مجبور به واردات با هزینه ی بالا و تاثیر پذیری از نوسانات و بحرانهای اقتصاد جهانی خواهند بود.میدانستند که با پایین امدن فیتیله ی مناطق پرچم های سرزمینی خود را به زیر می کشند و زودتر از انکه قادر باشند به عنوان بازیگری متفاوت در عرصه جهانی سازی شناخته شوند به عنوان موجودی همسان و بی هویت در دریای متلاطم ان غرق میشوند. میدانستند که بحرانهای اجتماعی ناشی از حاشیه نشینی و تضادهای ان،بیکاری جوانهای تازه به شهر امده و عدم کنترل و مدیریت روحی جامعه انها را در بحرانهای اداری و سیاسی فرو خواهد برد و شهرها را نه به عنوان مسیل ها واب راههایی برای جاری شدن اقتصاد و مدیریت ان بلکه به عنوان قبرستانی از ماشین های پشت چراغها ،مردمان عصبی و مدیران ناتوان و بیچاره در مقابل سیل مشکلات تبدیل خواهد کرد.


تمام اینها باعث شده که فیلسوفان اجتماعی عهد مدرنیته سر تعظیم در مقابل سوسیال مسیحی های مکتب فرانکفورت و نقدهای پیشین انها فرود اورند،روسای دولت چکمه های گاوچرانی بپوشند و به داخل روستاها بروند و به اصالت و گذشته روستایی خود تفاخر کنند وجوانهای توریست در اتاقهایشان عکس هایی از خود در کنار اغل گوسفندان و بومیان اویزان کنند .


اینکه این تحولات در کشور ما تا چه اندازه جدی گرفته شده یا اصلا به خوبی شناخته شده یا نه در این مقال نمی گنجد فقط انچه مدنظر ماست بیان اهمیت نقش مناطق و شناخت وارائه راهکارهایی برای استفاده از نیروی جوان انها برای بازیابی دوباره مناطق است انچه در اینجا ارائه میشود هر چند منتسب به یک شهرستان خاص است اما الگویی کلی است که اگر برگرفته از کشمکش های مضحک سیاسی و الفباهای سیاسی عهد پست مدرنیه غربی شناخته نشود و به عنوان یک تلاش مستقل و بومی در راستای تقویت مناطق از ان استقبال شود حداقل توانایی ایجاد چشم اندازی خوش بینانه را نسبت به تلاش های جدید در راستای بازیابی نقش جدید مناطق خواهد داشت .


"رودبار"  شهرستان ما دارای قدمتی طولانی است که این را هم می توان از تاریخ ان فهمید و هم از قتل هایی که هرساله در ان بر سر دعواهای عتیقه ای اتفاق می افتد . شهرستانی که در طول بیست سال اخیر نه تنها رو به رشد نگذاشته بلکه به سمت توسعه ی نامتوازن و حتی زوال حرکت می کند .


شهری مانند لوشان نسبت به بیست سال گذشته نه تنها ابادتر نشده است بلکه کهنه تر و کم جمعیت تر هم شده است .این موضوع را میتوان در مورد شهرهای دیگر هم گفت و اگر مثلا شهر رستم اباد کمی پرجمعیت تر شده فقط به خاطر کوچیدن روستاییانی به ان است که توانایی خرید مسکن در شهرهای بزرگتری مثل رشت را ندارند .


کشاورزی شهرستان هم در همین سطح باقی مانده است.در روستاها اغلب فقط گندم و جو و عدس کشت می شود .محصولاتی که در روزگار گذشته غذای خود مردم محلی بود و حالا نه انقدر زیاد است که پولی را به اقتصاد شهرستان برگرداند و نه نقش گذشته را دارد .زیتون که محصول شناخته شده و منحصر به فرد ان است در نوسان افت و مدیریت ضعیف قرار دارد.گویا تا به حالا چندین طرح توسعه ای برای کشت با ابیاری نقطه ای نهالهای ان در مناطق کوهپایه ای و غیره و افزایش سالانه ی نهالها ریخته شده ولی ان چیزی که پیداست هنوز هم به صورت خانواری کشت و برداشت میشود و نیاز مسلم منطقه برای ساخت کارخانه ای برای بسته بندی با کیفیت ان و ساماندهی کلی این محصول در شهرستان هنوز تحقق نیافته است و این درحالیست که از زبان دوستانی که در حال پخش محصولات کشاورزی در تهران و شهرهای بزرگ هستند شنیده ام که در صورت عرضه ی با کیفیت ان همواره خرده خریداران فراوانی در سطح شهرها دارد (در مورد زیتون اگر دوستی نقدی به من دارد میتواند در سایت پیام بگذارد).


لااقل اگر منطقه مثل بقیه بخش های گیلان جلگه ای بود امیدی به کشت برنج ان برای سرپا نگه داشن روستاها بود که این مورد هم منتفی است .


کارخانه های شهرستان هنوز همانها هستند که از روزگار کودکی ما وجود داشته اند دو کارخانه سیمان در لوشان که تنها در یکی از انها بعد از چندین سال افزایش ظرفیت ایجاد شددر حالی که شهر لوشان تنها تبدیل به خانه هایی قدیمی در اطراف انها شده است و تازه بعید نیست که مسئولان استانی قزوین با لابی هایشان در چند سال اینده این شهر و در واقع این دو کارخانه را هم کنده و به خود الصاق کنند.


تولیدی گنجه هم دیگر کارخانه ایست که در این مدت مکرر در خطر تعطیلی قرار داشته و تنها با تزریق ها ومسکن های دولتی سرپا نگه داشته میشود .


اکنون کارخانه یا تولیدی بزرگ دیگری در ذهنم نیست و اگر هم باشد انقدر بزرگ نیست که معادله را به هم بزند و این در حالیست که این چند مورد بخش کوچکی از کارخانه های شهر صنعتی ای در گوشه ی یکی از شهرهای بزرگ یا همان نقاط اتکا هم نیست.


مشاهده می کنیم که نه در کشاورزی رمقی وجود دارد نه در صنعت بنابراین کاملا احمقانه است که بگوییم جوانهای عزیز به زادگاهتان احترام بگذارید ،به تاریخ و اصالت خود احترام بگذارید،بیاید کوچ نکنیم،بیاید خودمان را بشناسیم،بیاید به اقتصاد منطقه کمک کنیم و غیره.


وقتی جوان نان شب خود و خانواده اش را نتواند در شهرستان تامین کند و وقتی که بعد از بیست سال ماندن در ان هیچ پیشرفتی در زندگی شخصی نداشته باشددیگر چه امید و انگیزه ای برای ماندن در ان خواهد داشت . با این تعاریف انچه که در افق شهرستان می بینیم بسیار تار و مشوش است و نقطه ی تاسف اور اینکه نقش فرد فرد ما و مقاله های ما چندان بزرگ و تاثیر گذار نیست اما این حداقل کاریست که از دست ما بر می اید و البته تمام این نقش جواب به مشکلات بالا نیست بلکه جواب به همان مسیر بازیابی و احیا دوباره مناطق است که به انها در سطور بالایی اشاره کردم .


شاید باید برای به تاخیر انداختن کابوس ویرانی منطقه دلخوش به ظهور نماینده ای شوالیه پوش باشیم تا بتواند با لابی در بخش صنعت کارخانجاتی در منطقه ایجاد کند که البته انهم یک رویای دور است اما انچه منظور ازجوانهای (NGO) نظر من است تلاش برای شکل دهی یک منطقه در راستای این بازیابی است .


(ان جی او)ها تعاریف و سازمانهایی جدید در ساختارهای ملت- دولت به حساب میایند و در واقع نهادهایی مردمی برای ارتباط راحت با سیستم های دولتی و اداری برای رفع کردن مشکلات ان حوزه ی خاص هستند . این نهادها گستره ای را از بنیادهای بیمارهای خاص ،طرفداران محیط زیست ،گروههای سیاسی،طرفداران اثار باستانی ،طرفداران حقوق ملی وکمک کنندگان به فقرا و طرفداران منطقه ای را تشکیل می دهند که گزینه اخر مورد اشاره ی ماست.اینکه عکس العمل انها بیشتر نمادین است یا دارای کارایی های عملی نمی توان درصد خاصی را به هریک نسبت داد ولی چیزی که روشن است نمی توان بخش اگاهی بخش (ان جی او) ها رانادیده گرفت .انها نهالهایی تازه کاشته شده اند که نیازمند ابیاری اند ونکته ی جالب اینکه خودشان هم به عنوان ابی در پای نهالهای در معرض خشکسالی جامعه بشری ریخته می شوند .


بنابراین زنده ماندن این نهالها به پایدار بودن تلاش جوانهای علاقه مند در (ان جی او) ها و جاری بودن این اب وابسته است.قبل از انکه انتظار داشته باشیم جوانهای منطقه بیل و کلنگ به دست بگیرند وبه سمت شخم زدن زمین پدربزرگ ها بروند نیازمند ایجاد بستری برای شناخت انها از یکدیگر و توانایی ها و مشکلات مشترک انهاییم.تا زمانی که این افکار در ذهن های منحصر فرد فرد جوانها وجود داشته باشد راه به جایی نخواهد برد و تنها وقتی از دایره ی تردید بیرون ایند هوای حیات خواهند داشت .


 سایت دیلمستان و مدیریت ان که دارای دغدغه های بومی هستند میتواند پایه ای برای تمام این تلاش ها باشد .حتما میپرسد که باید چگونه شروع کرد.یک مثال می زنم.افراد زیادی از دوستان من با سایت از طریق سرچ عکس های روستا در سایت گوگل اشنا شده اند .انها از اینکه عکس هایی از روستایشان در اینترنت هست ذوق زده شده اند و با افتخار انها را به دوستان خود در دانشگاه و مدارس نشان داده اند .


یک سوال .انجام این کار یعنی گرفتن یک عکس از یک روستا با گوشی موبایل و فرستادن ان به یک سایت مگر چقدر وقت می گیرد؟و اگر در هر روستایی از شهرستان یک جوان این کار را می کرد ایا یک بانک اطلاعاتی جامع از عکس های روستاها ایجاد نمی شد؟؟


ایجاد یک بانک اطلاعاتی یکی از مهترین گامهاست ،بانکی که نه تنها شامل عکس ها بلکه شامل اطلاعاتی از جغرافیا،جمعیت،جذابیت های توریستی ،مراسم سنتی منحصر به فرد ان روستا،تعداد جوانهای تحصیل کرده ،تعداد مهاجرین ،کشاورزی ،وضعیت اب روستایی ،مسئولین دهیاری و مدرسه ی روستا،تعداد دانش اموزان و دانشجویان وزمین ورزش،کتابخانه ها،وضعیت مسکن وغیره ان روستاست.


انجام چنین کاری برای مدیریت سایت یا هر شخص دیگری کاملا غیر ممکن است اما اگر تمام جوانها در روستاها دست به اینکار بزنند در مدت کمی شناسنامه اینترنتی کاملی از شهرستان خواهیم داشت که نه تنها در استان بلکه در کشور هم مانند ان وجود ندارد و می توانیم به ان ببالیم .اگر به راستی انگیزه و شوقی برای ایجاد این (ان جی او)وجود داشته باشد با گرفتن مجوزهای لازم میتوان گامهای بلندتری برداشت که انها را به صورت موردی در زیر میاورم:


 1- تخصیص اتاق یا سالنی هرچند به صورت اجاره ای یا استفاده از کلاس های یک دانشگاه یا اداره ارشاد،یا ساعت بیکاری سینما در شهرستان برای گردهمایی های که میتواند فصلی یا سالانه باشد و همینطور انتخاب افرادی به عنوان هیئت مدیره برای تصمیم گیری های جزء به جزء و راهبردهای مدیریتی


2-تقسیم بندی گروههای کاری جوانان به زیر شاخه های متعدد و انتخاب دستورالعمل برای بخش های گوناگون


 3-انتخاب افرادی از جوانان اشنا با جغرافیای منطقه برای شناساندن بیشتر جاذبه های منطقه به مسافرانی که اکثرا در حال عبور به سمت شمال هستند یا راهنمایی وهمراهی انها در بازدید از منطقه با کمک اداره های مربوطه


 4- گرفتن مجوزی برای انتشار مجله ای به صورت ماهنامه یا فصل نامه به عنوان ویترین انجمن که البته نگاه ان کاملا بومی خواهد بود


 5-عمل کردن به عنوان دیده بان نسبت به کیفیت کاری ادارات منطقه و تخلفات انان و نامه نگاری با انها برای پیگیری مشکلات و همینطور تعامل با نمایندگان شهرستان وحتی در صورت پویایی و گسترش انجمن پرسیدن سوالهای اساسی از کاندیداهای نمایندگی در مورد راهکارها عملی انها برای مبارزه با مشکلات شهرستان و تاثیر گذاری برانتخابات شهرستان و همینطور ارتباط با شوراهای شهرو روستا


6- برگزاری کلاس های اموزشی مانند دوره های اموزش عکاسی و کارگردانی وداستان نویسی و خبرنگاری و غیره و برگزاری جلسات شب شعر.(نکته ی قابل توجه در این مورد شناسایی علاقه ها و استعدادهای شهرستان در این حوزه هاست.اگر این علاقه مندی در جوانها وجود داشته با مکاتبه با انجمن سینمای جوان یا سازمان ملی جوانان تخصیص این امکانات کار سختی به نظر نمی اید .به علاوه ممکن است بحث های فلسفی در مورد اهمیت مناطق وغیره جذابیت خاصی برای بعضی از جوانها نداشته باشد اما این اموزش ها و جلسات راهکاری برای جذب وا یجاد علاقه مندی درانها همینطور بارور شدن بیشتر استعدادهای شهرستان و همینطور ایجاد حس نشاط و پویایی در انهاست و به علاوه شکلی اجتماعی و روزامد به انجمن می دهد و نکته اخر در این مورد این است که افراد اموزش دیده در این حیطه ها میتوانند بازخوردهای کاملا مفیدی برای شهرستان داشته باشند.مثلا فرهنگ تالشی به خاطر جوانان انجمن سینمای جوان ان که مشهورترین و پرکارترین انجمن سینمای جوان کشور است شناخته شده است و همینطور در عکاسی و داستان نویسی و غیره هم بازخورد تلاش ها به خود شهرستان باز می گردد)


7- برعهده گرفتن نقشی سفیر گونه از طرف دانشجویان و ایجاد این حس مسئولیت برای شناسایی ان در دانشگاههای محل تحصیل و شهرهای محل کار


 8-تیتر کردن منابع راکد مانده وبدون بهره برداری شهرستان و همینطور مشکلات ان به صورت جزء تا روستاها در مورد مشکل کم ابی و غیره و روزشمار این مشکلات و اقدامهای انجام شده در راه اصلاح انها یا کم کاری ها وغفلت های انجام شده


 9-تنظیم کتابچه ای در مورد شهرستان و معرفی ان و فرستادن ان به دانشگاه ها و کتابخانه ها(این مورد بستگی به کمک اداره ارشاد و بقیه بخش ها دارد) و همینطور کارهایی مثل گرد اوری داستانهای مردم منطقه از زلزله یا افسانه های مردم روستاها یا داستانهای تاریخی مادربزرگ های ان و همینطور جمع اوری تاریخ شهرستان تا حد ممکن و انتشار به صورت یک کتاب و همینطور چاپ پوسترهایی از شهرستان و مناطق دیدنی ان


10-شناسایی نخبه های منطقه در عرصه تحصیل ،کشاورزی ،صنعت و هنر و برگزاری مراسم سالانه برای تقدیر از انها و استفاده از تجربیات انها برای شهرستان


 11-ایجاد تیم های تحقیقاتی برای شناسایی مشکلاتی مانند افت ها و راهکارهای مبارزه با این مشکلات قبل از همه گیر شدن(اغلب این مشکلات توسط سیستم اداری مورد شناسایی قرار می گیرند ولی این شناسایی انقدر کند و دیر است که مشکلات به صورت اپیدمی در می ایند)


12-....این فهرست باز است چون مطمئنا موارد زیادی وجود دارند که با گذشت زمان به چشم خواهند امد موارد ذکر شده میتواند در طیفی بین حرفهای مسخره تا ایده های بکر قرار بگیرد.میتوان انها را حرفهایی متظاهرانه ،از روی بیکاری و حرفهایی که تاریخ مصرفشان تمام شده دانست و یا اینکه انها را حرفهایی از دنیای واقعی امروز و شهرستان مان دانست ومیتوان نسبت به انها بی تفاوت یا متعهد بود.


اینکه بازتاب این درخواست در کدام طیف قرار بگیرد به عکس العمل جوانان شهرستان بستگی دارد.درست است که در حوزه ی منطقه ای این کار تابه حالا صورت نگرفته ولی هر کاری که دیگران انجام نداده اند که مسخره و بچه گانه نیست و گامهای بزرگ و موفق همیشه اولین ومحکم ترین گامها بوده اند . البته در شهرستان دسترسی به اینترنت محدود است و مراجعان و پاسخ دهندگان به این درخواست را نمی توان معیاری از میزان علاقه ی جوانان به ان دانست ولی این میتواند به عنوان یک معیار حداقلی برا تست کردن این درخواست باشد.پیشنهاد من به مدیر محترم سایت اقای نظری این است که درخواست عضویت در این (ان جی او )را به صورت لینکی در سایت قرار دهد .البته توضیحات لینک می تواند محدود تر باشد و به این مقاله اشاره داده شود.همینطور دوستانی که با نشریات محلی مرتبط هستند می توانند توضیحی در مورد ان در نشریه خود بیاروند.البته اگر استقبال گسترده ای در ارتباط با این مورد صورت بگیرد میتوان برای سایت جداگانه ای در خصوص این (ان جی او) هم با کمک دوستان برنامه ریزی کرد که اختصاصاًبه این موضوع بپردازد.برداشتن گامهای بعدی در این راه بستگی به میزان اشتیاق جوانهای شهرستان در این مورد دارد و روشن است که بدون وجود و درخواست انها نمیتوان کاری کرد.البته قطعا هیچ فایده ی مادی دراین کار وجود ندارد و تنها میتواند مقیاسی از میزان تعهد ما به شهرستان محل زندگی مان باشد .




فراخوان جهت تشکیل سازمان های غیردولتی

 محمد عبدالهي (مهرآيين)

چند روزپیش برطبق عادت همیشگی خود سری به سایت " دیلمستان " زده ومطلبی بشدت نظرم را بخود جلب کرد که باتوجه به اهمیت موضوع حیفم آمد که آنرا به رویت شما خوانندگان گرامی شکوفه های زیتون نرسانم
مطلب درمورد n.g.o ( اِن جی او) یا سازمانهای غیردولتی و بقلم دوست فرهیخته ام جناب آقای میلاد اصغرزاده بود وچون مطلب مفّصل وطولانی بود لذا گزیده ای ازآن مقاله را درزیر برویت شما عزیزان رسانده وازتمام شماگرامیان ازهر قشر وهرگروه سنی که دغدغه عقب ماندگی منطقه از امکانات مورد لزوم را دارید وازمهاجرت بی رویه مردمان این شهرستان به دیگرشهر ها نگرانید خواهشمندیم به این سایت سری زده تا ازمتن کامل آن آگاه شده و راهکارهای مناسب را برای برون رفت ازمشکلات پیش ِ روی ِ منطقه که یکی ازآنها " تشکیل سازمانهای غیردولتی یا n.g.o " می باشد " باهمکاری وهمیاری وهمفکری واحساس مسئولیتی که میفرمایید پیدا کنید
اینک گزیده ای از آن متن :
((.....مهاجرت به شهرهای صنعتی فزونی گرفت و روستاها خالی از سکنه شد .کارخانجات صنعتی در بعضی از شهرها که گاها سکنه گاه افرادی از مرکزیت حکومت ها بود متمرکز شد .کشاورزی جای خود را به تولیدات صنعتی داد و بحران غذا وگرانی ان اوج گرفت،مشکلات حاشیه نشینی ،تضاد فرهنگی،قتل ،اعتیاد ،دزدی و ...اوج گرفت.تراکم در شهرها تبدیل به موضوعی بحرانی شد که همراه خود ترافیک بالا، طولانی شدن ساعات انجام کارها، عدم شناخت از دیگران و ترس ،عدم امنیت ضعف اعصاب و ناراحتی روحی و روانی را به همراه اورد.
تمام این مسایل باعث شد تا اندیشمندان به فکر بازیابی نقش در حال مرگ مناطق شوند.انها به خوبی دریافته بودند که هویت و استقلال انها در عرصه جهانی در سایه حیات فرهنگهای بومی روستاها و مناطق معنا می گیرد و گرنه جامعه ی شهریشان خود را وابسته به این ریشه ها نمی دانند و برای حفظ انها هم تلاشی نخواهند کرد
از طرف دیگر با رکود روستاها محصولات کشاورزی کمتر خواهند شد و برای ورود ان مجبور به واردات با هزینه ی بالا و تاثیر پذیری از نوسانات و بحرانهای اقتصاد جهانی خواهند بود....
اینکه این تحولات در کشور ما تا چه اندازه جدی گرفته شده یا اصلا به خوبی شناخته شده یا نه در این مقال نمی گنجد فقط انچه مدنظر ماست بیان اهمیت نقش مناطق و شناخت وارائه راهکارهایی برای استفاده از نیروی جوان انها برای بازیابی دوباره مناطق است انچه در اینجا ارائه میشود هر چند منتسب به یک شهرستان خاص است اما الگویی کلی است که.... اگربه عنوان یک تلاش مستقل و بومی در راستای تقویت مناطق از ان استقبال شود حداقل توانایی ایجاد چشم اندازی خوش بینانه را نسبت به تلاش های جدید در راستای بازیابی نقش جدید مناطق خواهد داشت .
"رودبار" شهرستان ما دارای قدمتی طولانی است که این را هم می توان از تاریخ ان فهمید و هم از قتل هایی که هرساله در ان بر سر دعواهای عتیقه ای اتفاق می افتد . شهرستانی که در طول بیست سال اخیر نه تنها رو به رشد نگذاشته بلکه به سمت توسعه ی نامتوازن و حتی زوال حرکت می کند .
شهری مانند لوشان نسبت به بیست سال گذشته نه تنها ابادتر نشده است بلکه کهنه تر و کم جمعیت تر هم شده است .این موضوع را میتوان در مورد شهرهای دیگر هم گفت و اگر مثلا شهر رستم اباد کمی پرجمعیت تر شده فقط به خاطر کوچیدن روستاییانی به ان است که توانایی خرید مسکن در شهرهای بزرگتری مثل رشت را ندارند .
کشاورزی شهرستان هم در همین سطح باقی مانده است.در روستاها اغلب فقط گندم و جو و عدس کشت می شود .محصولاتی که در روزگار گذشته غذای خود مردم محلی بود و حالا نه انقدر زیاد است که پولی را به اقتصاد شهرستان برگرداند و نه نقش گذشته را دارد .زیتون که محصول شناخته شده و منحصر به فرد ان است در نوسان افت و مدیریت ضعیف قرار دارد.گویا تا به حالا چندین طرح توسعه ای برای کشت با ابیاری نقطه ای نهالهای ان در مناطق کوهپایه ای و غیره و افزایش سالانه ی نهالها ریخته شده ولی ان چیزی که پیداست هنوز هم به صورت خانواری کشت و برداشت میشود و نیاز مسلم منطقه برای ساخت کارخانه ای برای بسته بندی با کیفیت ان و ساماندهی کلی این محصول در شهرستان هنوز تحقق نیافته است و این درحالیست که از زبان دوستانی که در حال پخش محصولات کشاورزی در تهران و شهرهای بزرگ هستند شنیده ام که در صورت عرضه ی با کیفیت ان همواره خرده خریداران فراوانی در سطح شهرها دارد (در مورد زیتون اگر دوستی نقدی به من دارد میتواند در سایت پیام بگذارد).
لااقل اگر منطقه مثل بقیه بخش های گیلان جلگه ای بود امیدی به کشت برنج ان برای سرپا نگه داشن روستاها بود که این مورد هم منتفی است .
کارخانه های شهرستان هنوز همانها هستند که از روزگار کودکی ما وجود داشته اند دو کارخانه سیمان در لوشان که تنها در یکی از انها بعد از چندین سال افزایش ظرفیت ایجاد شددر حالی که شهر لوشان تنها تبدیل به خانه هایی قدیمی در اطراف انها شده است و تازه بعید نیست که مسئولان استانی قزوین با لابی هایشان در چند سال اینده این شهر و در واقع این دو کارخانه را هم کنده و به خود الصاق کنند.
تولیدی گنجه هم دیگر کارخانه ایست که در این مدت مکرر در خطر تعطیلی قرار داشته و تنها با تزریق ها ومسکن های دولتی سرپا نگه داشته میشود .
اکنون کارخانه یا تولیدی بزرگ دیگری در ذهنم نیست و اگر هم باشد انقدر بزرگ نیست که معادله را به هم بزند و این در حالیست که این چند مورد بخش کوچکی از کارخانه های شهر صنعتی ای در گوشه ی یکی از شهرهای بزرگ یا همان نقاط اتکا هم نیست.
مشاهده می کنیم که نه در کشاورزی رمقی وجود دارد نه در صنعت بنابراین کاملا احمقانه است که بگوییم جوانهای عزیز به زادگاهتان احترام بگذارید ،به تاریخ و اصالت خود احترام بگذارید،بیایید کوچ نکنیم،بیایید خودمان را بشناسیم،بیایید به اقتصاد منطقه کمک کنیم و غیره.
وقتی جوان نان شب خود و خانواده اش را نتواند در شهرستان تامین کند و وقتی که بعد از بیست سال ماندن در ان هیچ پیشرفتی در زندگی شخصی نداشته باشددیگر چه امید و انگیزه ای برای ماندن در ان خواهد داشت . با این تعاریف انچه که در افق شهرستان می بینیم بسیار تار و مشوش است و نقطه ی تاسف اور اینکه نقش فرد فرد ما و مقاله های ما چندان بزرگ و تاثیر گذار نیست اما این حداقل کاریست که از دست ما بر می اید و البته تمام این نقش جواب به مشکلات بالا نیست بلکه جواب به همان مسیر بازیابی و احیا دوباره مناطق است که به انها در سطور بالایی اشاره کردم .
شاید باید برای به تاخیر انداختن کابوس ویرانی منطقه دلخوش به ظهور نماینده ای شوالیه پوش باشیم تا بتواند با لابی در بخش صنعت کارخانجاتی در منطقه ایجاد کند که البته انهم یک رویای دور است اما انچه منظور ازجوانهای (NGO) نظر من است تلاش برای شکل دهی یک منطقه در راستای این بازیابی است .
(ان جی او)ها تعاریف و سازمانهایی جدید در ساختارهای ملت- دولت به حساب میایند و در واقع نهادهایی مردمی برای ارتباط راحت با سیستم های دولتی و اداری برای رفع کردن مشکلات ان حوزه ی خاص هستند . این نهادها گستره ای را از بنیادهای بیماریهای خاص ،طرفداران محیط زیست ،گروههای سیاسی،طرفداران اثار باستانی ،طرفداران حقوق ملی وکمک کنندگان به فقرا و طرفداران منطقه ای را تشکیل می دهند که گزینه اخر مورد اشاره ی ماست.اینکه عکس العمل انها بیشتر نمادین است یا دارای کارایی های عملی نمی توان درصد خاصی را به هریک نسبت داد ولی چیزی که روشن است نمی توان بخش اگاهی بخش " ان جی او) ها رانادیده گرفت .انها نهالهایی تازه کاشته شده اند که نیازمند ابیاری اند ونکته ی جالب اینکه خودشان هم به عنوان ابی در پای نهالهای در معرض خشکسالی جامعه بشری ریخته می شوند .
بنابراین زنده ماندن این نهالها به پایدار بودن تلاش جوانهای علاقه مند در (ان جی او) ها و جاری بودن این اب وابسته است.قبل از انکه انتظار داشته باشیم جوانهای منطقه بیل و کلنگ به دست بگیرند وبه سمت شخم زدن زمین پدربزرگ ها بروند نیازمند ایجاد بستری برای شناخت انها از یکدیگر و توانایی ها و مشکلات مشترک انهاییم.تا زمانی که این افکار منحصرا در ذهن های فرد فرد جوانها وجود داشته باشد راه به جایی نخواهد برد و تنها وقتی که از دایره ی تردید بیرون ایند هوای حیات خواهند داشت .))





قوانين و آيين‌نامه‌ها


سيد عليمحمد طاهري


وزارت كشور ـ وزارت اطلاعات ـ وزارت امور خارجه ـ بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران


هيئت وزيران در جلسه مورخ 29/3/1384 بنا به پيشنهاد شماره 6176/م/77 مورخ 8/5/1383 وزارت اطلاعات و به استناد اصل يكصد و سي و هشتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، آيين نامه اجرايي تأسيس و فعاليت سازمانهاي غيردولتي را به شرح زير تصويب نمود:


«آيين نامه اجرايي تأسيس و فعاليت سازمانهاي غيردولتي»


فصل اول ـ كليات


ماده 1: در اين آيين نامه واژه ها و عبارات زير به جاي مفاهيم مشروح مربوط به كار مي روند:


الف ـ سازمان غيردولتي كه در اين آيين نامه «سازمان» ناميده مي شود، به تشلكهايي اطلاق مي شود كه توسط گروهي از اشخاص حقيقي يا حقوقي غيرحكومتي به صورت داوطلبانه با رعايت مقررات مربوط تأسيس شده و داراي اهداف غيرانتفاعي و غير سياسي مي باشد.


تبصره 1: عناوين «جمعيت»، «انجمن»، «كانون»، «مركز»، «گروه»، «مجمع»، «خانه»، «مؤسسه» و نظائر آن مي تواند به جاي واژه «سازمان» در نام گذاري به كار گرفته شوند.


تبصره 2: واژه «غيردولتي» به اين معناست كه دستگاههاي حكومتي در تأسيس و اداره سازمان دخالت نداشته باشند. مشاركت مقامات و كاركنان دولتي در تأسيس و اداره سازمان، در صورتي كه خارج از عنوان و سمت دولتي آنان باشد، مانع وصف غيردولتي سازمان نخواهد بود.


تبصره 3: اهداف غيرسياسي در بردارنده فعاليتي است كه مشمول ماده يك قانون احزاب نگردد.


تبصره 4: اهداف غيرانتفاعي عبارتست از عدم فعاليتهاي تجاري و صنفي انتفاعي به منظور تقسيم منافع آن بين اعضا، مؤسسان، مديران و كاركنان سازمان.


تبصره 5: داوطلبانه به معناي مشاركت و تأسيس و اداره سازمان بر اساس اصل آزادي اراده اشخاص است.


ب ـ هيئت مؤسس به مجموعه اشخاصي گفته مي شود كه سازمان را تأسيس مي نمايند.


پ ـ پروانه فعاليت، سندي است كه توسط مراجع مقرر در اين آيين نامه با رعايت ضوابط مربوط در جهت تشكيل سازمان صادر مي شود.


ت ـ مراجع نظارتي مشتمل بر هيئت نظارت شهرستان (متشكل از فرماندار، نماينده شوراي اسلامي شهرستان و نماينده سازمانهاي غيردولتي شهرستان)، هيئت نظارت استان (مركب از استاندار، نماينده شوراي اسلامي استان و نماينده سازمانهاي غيردولتي) و هيئت نظارت كشور (مركب از معاون ذيربط وزير كشور، نماينده شوراي عالي استانها و نماينده سازمانهاي غيردولتي) مي باشند كه بر اساس اين آيين نامه و با رعايت ضوابط مربوط، در سطح شهرستان، استان و كشور نسبت به نظارت بر سازمانهاي غيردولتي فرااستان، كشوري يا بين المللي با هيئت نظارت كشور خواهد بود.


ماده 2: سازمان پساز اخذ پروانه فعاليت و ثبت برابر ضوابط اين آيين نامه و ساير مقررات جاري داراي شخصيت حقوقي مي گردد.


ماده 3: موضوع فعاليت سازمان مشتمل بر يكي از موارد علمي، فرهنگي، اجتماعي، ورزشي، هنري، نيكوكاري و امور خيريه، بشردوستانه، امور زنان، آسيب ديدگان اجتماعي، حمايتي، بهداشت و درمان، توانبخشي، محيط زيست، عمران و آباداني و نظائر آن يا مجموعه اي از آنها مي باشد.



فصل دوم ـ‌حقوق و تكاليف


ماده 4: ‌سازمان حق دارد متناسب با موضوع فعاليت خود، با رعايت اين آيين نامه و ساير قوانين و مقررات مربوط فعاليت نموده و از جمله نسبت به موارد زير اقدام نمايد:


الف ـ ارائه خدمات امدادي مورد نياز دستگاه هاي دولتي و عمومي غيردولتي.


ب ـ اظهار نظر و پيشنهاد راهكارهاي مناسب.


1- در فرايند برنامه ريزي مراجع دولتي و عمومي غيردولتي در سطوح شهرستان، استان يا ملي بر حسب مورد.


2- در مورد آثار و نتايج فعاليتهاي دستگاه هاي دولتي و عمومي غيردولتي، نقائص و مشكلات موجود به مراجع و دستگاه هاي قانوني ذيربط.


پ ـ كمك به اجراي برنامه ها و پروژه هاي دستگاه هاي دولتي و عمومي غيردولتي از طريق توافق و تفاهم با آنها.


ت ـ برگزاري اجتماعات و راهپيمايي ها در جهت تحقق اهداف سازمان.


ث ـ انتشار نشريه.


ج ـ انجام هرگونه عمليات ديگر براي تأمين اهداف مقرر در اساسنامه سازمان.


چ ـ حق دادخواهي در مراجع قضايي و شبه قضايي.


ماده 5: سازمان مكلف است گزارش عملكرد اجرايي و مالي سالانه خود را حداكثر تا دو ماه پس از پايان هر سال مالي به مرجع نظارتي مربوط و نيز در طي سال، ساير گزارشهاي عملكرد اجرايي و مالي را بنا به درخواست مرجع يادشده، حسب مورد، ارائه و همچنين نسبت به انتشار خلاصه اي از گزارش سالانه مذكور براي اطلاع عموم، در محدوده جغرافيايي فعاليت خود اقدام كند.


ماده 6: هزينه هاي سازمان از منابع زير تأمين مي شود: الف ـ هديه، اعانه و هبه اشخاص حقيقي و حقوقي اعم از داخلي و خارجي و دولتي و غير دولتي.


ب ـ وقف و حبس.


پ ـ وجوه حاصل از فعاليتهاي انجام شده در چارچوب موضوع فعاليت، اهداف و اساسنامه سازمان و اين آيين نامه.


ت ـ حق عضويت در سازمان.


تبصره 1: سازمان موظف است پيش از دريافت كمك از منابع خارجي، مشخصات منبع كمك كننده، ميزان كمك و چگونگي آن را به صورت مشروح بر حسب مورد به مراجع نظارتي مربوط اعلام نمايد. مراجع مذكور موظفند ظرف حداكثر يك هفته از تاريخ وصول اعلام ياد شده، نسبت به نظر خواهي از وزارتخانه هاي اطلاعات و امور خارجه و بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران اقدام نمايند. موافقت دستگاه هاي يا شده ضروري است و اين دستگاه ها موظف به اظهار نظر ظرف حداكثر يك ماه از تاريخ وصول استعلام مي باشند. عدم ارائه پاسخ ظرف اين مدت به منزله نظر موافق است.


تبصره 2: دريافت كمك از مجامع رسمي بين المللي و منطقه اي و آژانسهاي وابسته به سازمان ملل، نياز به دريافت مجوز ندارد. فهرست سازمانهاي ياد شده توسط وزارت امور خارجه تهيه مي شود و در اختيار هيئت نظارت قرار مي گيرد.


ماده 7: تقسيم دارايي، سود و يا درآمد سازمان در ميان مؤسسان، اعضا و مديران و كاركنان آن قبل و پس از انحلال ممنوع است.


ماده 8: اساسنامه و فعاليتهاي سازمان نبايد مغاير با اصول قانون اساسي باشد.


ماده 9: سازمان موظف است امكان دسترسي بازرسان نيز بايد در حضور نماينده سازمان و صرفاً در محل دفتر سازمان، اسناد و اطلاعات مذكور را بررسي نمايند. نحوه بررسي بايد به گونه اي باشد كه به وظايف سازمان خللي وارد نيايد. خارج كردن اسناد از سازمان در راستاي بازرسي، مگر به حكم مرجع قضايي صالح، ممنوع است.


ماده 10: فعاليت سازمان در كشورهاي ديگر بايد با كسب مجوز كلي از مرجع نظارتي فرااستاني و ملي باشد.


تبصره 1: مرجع ياد شده، قبل از اعلام نتيجه به سازمان متقاضي، بايد از دستگاه هاي دولتي ذيربط از جمله وزارت امور خارجه نظر خواهي نمايد. دستگاه هاي مذكور ظرف حداكثر يك ماه بايد پاسخ لازم را ارائه دهند، در غير اين صورت نظر آنها موافق تلقي مي شود.


تبصره 2: مرجع مذكور بايد حداكثر ظرف 45 روز از تاريخ تقاضا، پاسخ لازم را به متقاضي ارائه دهد.


تبصره 3:‌ ارائه تقاضاي سازمان با محدوده فعاليت شهرستان و يا استان، حسب مورد در ابتدا از طريق مرجع نظارتي شهرستان يا استان انجام مي گيرد.


تبصره 4: شركت سازمان در مجامع بين المللي، دوره هاي آموزشي و نمايشگاهها، بايد با اطلاع كتبي به مراجع نظارتي انجام گيرد.


ماده 11: سازمان بايد در فعاليتهاي خود، قوانين و مقررات و الگوهاي رفتاري نهادهاي مدني را رعايت نموده و از ارتكاب اعمال مجرمانه خودداري نمايد.


ماده 12: سازمان از حق دسترسي به اطلاعات موجود در مؤسسات عمومي برخوردار است و مؤسسات مذكور مكلفند اطلاعات غير طبقه بندي شده خود را در اختيار سازمان قرار دهند.


ماده 13: سازمانها و مؤسسات دولتي و عمومي مكلفند در فرايند تصميم سازي و تصميم گيري نسبت به اخذ نظر سازمان اقدام و حسب مورد آنها رابراي شركت در جلسات دعوت و گزارشي از نقطه نظرات ارائه شده را در اسناد سازمان ذي ربط ثبت نمايند.


ماده 14: دولت مكلف است وظايف امور و فعاليتهاي قابل واگذاري دستگاه هاي اجرايي به سازمان را شناسايي و نسبت به واگذاري آن اقدام و سازمان نيز حق دارد پيشنهادهاي خود را در اين خصوص به دولت ارائه كند.


ماده 15: سازمان هاي دولتي مكلفند زمينه مشاركت سازمان در نظارت بر حسن اجراي امور عمومي را فراهم نموده و حسب مورد با هيئتهاي حقيقت ياب آنها همكاري نمايند.


ماده 16: سازمان حق دارد در موضوع فعاليتهاي خود و براي حمايت از منافع عمومي عليه اشخاص حقيقي و حقوقي درمراجع قضائي اقامه دعوا نمايد.



فصل سوم ـ صدور پروانه فعاليت


ماده 17: متقاضيان تأسيس سازمان مكلفند در غير از مواردي كه مطابق قانون، مرجع خاصي براي صدور پروانه سازمانهاي مربوط تعيين شده است، درخواست اخذ پروانه را به مراجع نظارتي مقرر در بند (ت) ماده (1) ارائه نمايند.


تبصره 1: دبيرخانه هيئت نظارت كشور، استان و شهرستان به ترتيب در وزارت كشور، استانداري و فرمانداري تشكيل مي شود.


تبصره 2: مسئوليت دبيرخانه هيئت نظارت كشور، استان و شهرستان به ترتيب بر عهده وزارت كشور، استانداري و فرمانداري مي باشد.


تبصره 3: اجراي تشريفات اداري و انجام اقدامات موضوع اين آيين نامه توسط دبيرخانه هيئت نظارت انجام مي گيرد.


تبصره 4: تصميمات لازم مبني بر صدور يا عدم صدور پروانه و اعطاي مجوز در هيئت نظارت اتخاذ مي شوند.


تبصره 5: صدور پروانه و امضاي اوراق مربوط پس از تأييد هيئت نظارت در هيئت نظارت كشور با وزير كشور، در هيئت نظارت استان با استاندار و در هيئت نظارت شهرستان با فرماندرا مي باشد.


ماده 18: هيئت مؤسس بايد داراي شرائط زير باشند:


الف ـ داشتن هيجده سال تمام.


ب ـ تابعيت ايراني.


پ ـ دارا بودن صلاحيت تخصصي حداقل دو نفر از مؤسسان درخصوص موضوع فعاليت سازمان.


ت ـ عدم عضويت در گروههايي كه بر اساس رأي دادگاه صالح محارب و معاند شناخته شده اند و نداشتن محكوميت مؤثركيفري به نحوي كه موجب محروميت از حقوق اجتماعي شود.


تبصره: هيئت مؤسس بايد داراي حداقل پنج عضو باشد.


ماده 19: سازمانهاي غيردولتي كه موضوع يا هدف فعاليت آنها مشترك است، در صورت وجود شرايط زير مي توانند


شبكه تشكيل دهند يا به عضويت شبكه هاي سازمانهاي بين المللي درآيند:


الف ـ حداقل 2 سال از تاريخ ثبت آنها گذشته باشد.


ب ـ به محروميتهاي بند (پ) يا (ت) ماده (28) اين آيين نامه محروم نشده باشند.


پ ـ به تكاليف مندرج در ماده (5) اين آيين نامه عمل كرده باشند.


ت ـ تابعيت آنها ايراني باشد.


ث ـ اعضاي مؤسس حداقل 5 سازمان غيردولتي ايراني باشند.


تبصره 1: انجام استعلامهاي مذكور در تبصره هاي (2) و (3) ماده (22) اين آيين نامه براي تأسيس شبكه هاي سازمانهاي غيردولتي لازم نيست.


تبصره 2: صدور پروانه فعاليت براي شبكه هاي سازمانهاي غيردولتي بر عهده هيئت نظارت كشور و تابع مقررات اين آيين مي باشد. حقوق، تكاليف و ساير مقررات شبكه هاي مذكور همان است كه براي سازمانهاي غيردولتي پيش بيني شده است.


ماده 20: هيئت مؤسس براي دريافت پروانه فعاليت بايد مدارك زير را حسب مورد به مراجع مذكور در ماده (17) اين آيين نامه ارائه نمايد:


الف ـ فرم تقاضا نامه تكميل شده.


ب ـ تصوير مدارك هويتي هيئت مؤسس.


پ ـ اساسنامه سازمان.


ت ـ اولين صورتجلسه هيئت مؤسس.


ماده 21: اساسنامه سازمان بايد حاوي موارد زير باشد:


الف ـ اهداف سازمان.


ب ـ موضوع فعاليت.


پ ـ مدت فعاليت.


ت ـ مركز اصلي فعاليت.


ث ـ نحوه ايجاد شعب.


ج ـ اركان و تشكيلات سازمان، نحوه انتخاب، شرح وظايف و اختيارات و مسئوليتهاي آنها.


چ ـ صاحبان امضاهاي مجاز.


ح ـ شرايط پذيرش عضو.


خ ـ منابع تأمين درآمد و دارايي.


د ـ نحوه تغيير و تجديد نظر در اساسنامه.


ذ ـ نحوه انحلال.


ر ـ مشخص ساختن وضعيت داراييها پس از انحلال.


ز ـ محدوده جغرافيايي فعاليت سازمان.


تبصره 1: اساسنامه سازمان بايد بر رأي گيري آزاد از تمام اعضا براي انتخاب مديران و همچنين نحوه تغيير مديران و دوره تصدي آنها و نيز تصميمات اساسي در ايجاد هرگونه تغيير و تأثيرگذاري تصريح كند.


تبصره 2: در اساسنامه سازمان بايد به صراحت، نحوه ارائه گزارشهاي عملكرد اجرايي و مالي سازمان به اعضاي خود و نيز بازرسي و حسابرسي سازمان مشخص شود.


تبصره 3: محدوده جغرافيايي فعاليت سازمان با پيشنهاد هيئت مؤسس و بر اساس شاخصهاي تقسيمات كشوري تعيين مي شود.


ماده 22: مرجع صدور پروانه فعاليت ـ موضوع ماده (17) اين آيين نامه ـ پس از دريافت تقاضانامه سازمان، بايد ظرف حداكثر دو هفته نظر خود را نسبت به تأييد يا رد تقاضا اعلام نمايد.


تبصره 1: در صورتي كه هيئت نظارت تقاضا را رد كند، مكلف است ظرف حداكثر دو هفته به طور كتبي دلايل رد درخواست را به متقاضي اعلام كند.


تبصره 2: چنانچه موضوع فعاليت سازمان به وظايف هر يك از دستگاه هاي دولتي مربوط باشد، حسب مورد اخذ نظر موافق دستگاه يا دستگاه هاي دولتي ذيربط نيز ضروري است.


تبصره 3: هيئت نظارت مكلف است ظرف يك هفته از تاريخ دريافت تقاضا نسبت به اخذ نظر مرجع ذي صلاح (وزارت اطلاعات، وزارت دادگستري، نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران و دستگاههاي تخصصي) اقدام و آن مرجع نيز مكلف است حداكثر ظرف يك ماه نظر خود را اعلام نمايد، در غير اين صورت نظر هيئت مزبور موافق تلقي مي شود.


تبصره 4: متقاضي صدور پروانه مي تواند نسبت به رد تقاضاي خود به نحو زير اعتراض نمايد:
الف ـ از تصميم هيئت نظارت شهرستان ظرف يك ماه از تاريخ ابلاغ، به هيئت نظارت استان و در صورت رد تقاضا در هيئت نظارت استان، ظرف يك ماه به هيئت نظارت كشور.


ب ـ از تصميم هيئت نظارت استان ظرف يك ماه از تاريخ ابلاغ، به هيئت نظارت كشور.


پ ـ تصميم هيئت نظارت كشور درهر مورد قابل اجرا ولي در ديوان عدالت اداري قابل اعتراض خواهد بود.


ماده 23: مجمع عمومي و هيئت امنا (حسب مورد) بالاترين مرجع اجرائي سازمان مي باشند و بايد داراي شرائط مقرر در ماده (18) اين آيين باشد.


ماده 24: سازمان بايد تابعيت ايراني داشته باشد.


ماده 25: سازمان مكلف است هرگونه تغييرات در مفاد اساسنامه، هيئت مديره، هيئت امنا و نشاني را به مرجع صدور پروانه مربوط اطلاع دهد. در صورت اعلام عدم مغايرت تغييرات با مقررات اين آيين نامه از سوي مراجع يادشده، سازمان مكلف است وفق آيين نامه ثبت، نسبت به ثبت در اداره ثبت شركتها و مؤسسات غيرتجاري و درج در روزنامه رسمي اقدام نمايد.


فصل چهارم ـ نظارت


ماده 26: وظائف مراجع نظارتي استان و شهرستان، به ترتيب در رابطه با سازمانهاي غيردولتي با محدوده فعاليت در سطح استان و شهرستان به شرح زير مي باشد:


الف ـ دريافت و بررسي اساسنامه متقاضيان تأسيس سازمان و اقدام به صدور پروانه فعاليت آنها پس از احراز شرايط و ضوابط مقرر در اين آيين نامه.


ب ـ دريافت گزارشهاي عملكرد اجرايي و مالي سالانه و درصورت لزومي موارد مقطعي.


پ ـ رسيدگي موردي به عملكرد اجرايي و مالي سازمان در صورت ضرورت.


ت ـ نظارت بر اجراي مقررات اين آيين نامه.


ماده 27: وظائف مرجع نظارتي فرااستاني و ملي در مورد سازمانهاي غيردولتي عبارت است از:
الف ـ دريافت و بررسي اساسنامه متقاضيان تأسيس سازمانهاي غيردولتي با محدوده جغرافيايي فرااستاني و ملي و اقدام به صدور پروانه فعاليت آنها پس از احراز شرايط و ضوابط مقرر در اين آيين نامه.


ب ـ دريافت گزارش عملكرد اجرايي و مالي سالانه و در صورت لزوم موارد مقطعي آنها.


پ ـ رسيدگي و اعلام نظر و اتخاذ تصميم نسبت به شكايات دريافت شده از متقاضيان در خصوص تأخير يا رد صدور پروانه فعاليت و ساير شكايات و اختلافات ميان سازمانهاي غيردولتي با استانداريها و فرمانداريها.


ت ـ نظارت بر حسن اجراي مقررات اين آيين نامه.


تبصره: نظارت بر سازمانهاي غيردولتي تخصصي توسط دستگاههاي ذيربط با هماهنگي وزارت كشور انجام خواهد شد.


ماده 28: مراجع نظارتي موظفند درحدود فعاليت خود در صورت وصول گزارش و يا اطلاع از عدم رعايت مقررات اين آيين نامه از سوي سازمان، نسبت به بررسي آن با حضور مشورتي نماينده سازمان غيردولتي مربوط و نماينده دستگاه دولتي تخصصي ذيربط اقدام نمايند و در صورت احراز تخلف، حسب مورد، مراحل زير را به اجرا گذارند:


الف ـ تذكر شفاهي با مهلت يك ماهه براي اصلاح وضعيت.


ب ـ تذكر كتبي با درج در پرونده با مهلت يك ماهه براي اصلاح وضعيت.


پ ـ تعليق پروانه فعاليت براي مدت 3 ماه.


ت ـ تقاضاي لغو پروانه فعاليت از دادگاه در صورت عدم اصلاح وضعيت.


تبصره 1: مراتب مذكور توسط مسئول دبيرخانه هيئت نظارت ابلاغ و در پرونده ثبت مي شود.
تبصره 2: نحوه اقدام مراجع نظارتي بر اساس اين ماده، در بخشنامه وزير كشور كه ظرف يك ماه از تاريخ ابلاغ اين آيين نامه ابلاغ مي شود،‌ تعيين خواهد شد.


ماده 29: صدور مجوز فعاليت سازمانهاي غيردولتي خارجي و بين المللي در ايران و نظارت بر آنها به عهده هيئتي متشكل از نماينده وزارت امور خارجه، نماينده وزارت كشور،‌نماينده وزارت اطلاعات و نماينده وزارتخانه يا سازمان دولتي مرتبط با موضوع فعاليت سازمان غيردولتي خارجي يا بين المللي خواهد بود.
تبصره: فعاليت سازمان هاي غيردولتي مذكور پس از اخذ مجوز، تابع مقررات اين آيين نامه مي باشد.



فصل پنجم ـ‌ساير مقررات


ماده 30: سازمانهاي غيردولتي كه از مصاديق اين آيين نامه قرار مي گيرند و در اجراي مقررات جاري تاكنون ايجاد شده اند، بايد وضعيت خود را با مقررات اين آيين نامه تطبيق دهند، در غيراين صورت مشمول مزايا و تسهيلات اين آيين نامه نمي شوند.


ماده 31: انحلال سازمان اعم از اختياري و قهري، بر اساس مفاد ذيربط آيين نامه ثبت تشكيلات و مؤسسات غيرتجارتي ـ مصوب 1337 با اصلاحات بعدي ـ انجام مي گيرد.


تبصره: چنانچه مدت فعاليت سازمان در اساسنامه به صورت محدود قيد شده باشد، پس از انقضاي آن و عدم تمديد بر اساس مقررات اين آيين نامه سازمان خودبخود منحل مي گردد.


ماده 32: تشكلهاي كارگري و كارفرمايي موضوع فصل ششم قانون كار، واحدهاي آموزش عالي و يا مؤسسات پژوهشي موضوع بند «ل» ماده (1) قانون اصلاح قانون تأسيس وزارت علوم و آموزش عالي ـ مصوب 1353 ـ آموزشگاههاي علمي آزاد و نيز مدارس غيرانتفاعي موضوع قانون تأسيس مدارس غيردولتي و ساير تشكلهاي غيردولتي كه در نص قوانين جاري صراحتاً اجازه تأسيس و انحلال آنها به عهده دستگاههاي دولتي واگذار شده اند، از شمول سازمان موضوع اين آيين نامه خارج مي باشند.


تبصره 1: مرجع صدور پروانه براي سازمانهاي غيردولتي تخصصي با رعايت مقررات اين آيين نامه و با اخذ نظر دستگاههاي ذيربط، وزارت كشور است.


تبصره 2: نحوه صدور پروانه براي سازمانهاي غيردولتي جوانان مطابق تفاهم نامه اي است كه توسط وزارت كشور و سازمان ملي جوانان امضا شده است.


ماده 33: از تاريخ ابلاغ اين تصويب نامه، تصويب نامه هاي شماره 12608/ت 27367 هـ مورخ 9/11/1381، 34909/ت 27367 هـ مورخ 24/6/1382 و 55877/ت 29645 هـ مورخ 15/10/1382 لغو مي گردند.


                                                      


فراخوان جهت انتخاب نام براي سازمان غير دولتي تازه تاسيس در شهرستان رودبار


نام پيشنهادي خود را در قسمت نظرات درج نماييد


اگر مطلب و پيشنهادي در اين خصوص ارائه فرماييد در همين صفحه منتشر خواهد شد.


اين صفحه مرتب بروز خواهد شد


نظرات :


Doctor Niknam-Belgique
دوشنبه 11 مرداد 1389 ساعت 7:6

ba salam be javanan khoob iran o Gilan o deylamestan
man az Belgique, jayi ke 27 sal ast onjayam, baratoon minevisam.dar on mantagheh tashkil taavoni ,masalan dar zamineye tahghigh dar modenizé kardan tolid o bazparvariye "zeytoon" idée khoobist, bayad ba daneshgah Gilan kar kard; "zeytoon" in rooza dar donya kheili morede tavajjoh ast. Italia , Yoonan va Espania sarmayegozariye ziadi dar in zamineh kardand va bazar donya ra dar dast darand. dar iran tolid on hanooz sonnatist;kholase bayad morattab be rah o ravesh jadid andishid.
be omid movavaghiyat baraye hameye shoma

-


مهدي اميري نظري برسري
چهارشنبه 18 شهریور 1388 ساعت 19:41

پيشنهاد بنده به ترتيب اولويت:
1- ديلميان
2- ديلمي ها
3- ديلمستان
4- ديلم يار

-


مجتبي حجرگشت(از ديلمي هاي بومي كرج)
چهارشنبه 18 شهریور 1388 ساعت 19:41

با عرض خسته نباشيد.
من از ديلميان اطراف كرج و بخش مركزي ساوجبلاغ هستم.
خيلي خوشحال شدم كه براي احياي نام ديلمستان تلاش مي كنيد.
ديلمي ها بر گردن ما ايراني ها در خصوص ترويج مذهب شيعه و پاسداري از سرزمين پهناور ايران حق دارند.
نامهايي كه پيشنهاد مي كنم :
1- زرين ديلم
2- ديلمستان
3- سبزپوشان ديلم
4- ديلمي ها
موفق باشيد.

-


امير بختياري
چهارشنبه 18 شهریور 1388 ساعت 19:40

با سلام و خسته نباشید خدمت شما دوست عزیزم آقای مهدی امیری نظری برسري.

پیشنهاد من برای نام سازمان غير دولتي تازه تاسيس در شهرستان رودبار به ترتیب:

1- دیلم، دیار من
2- دیلمستان

http://www.marooned-dc.com - marooned753@yahoo.com


مهران جعفری
چهارشنبه 18 شهریور 1388 ساعت 19:40

سپید رود خروشان

-


ناصر حکیمی از طارم
چهارشنبه 18 شهریور 1388 ساعت 19:40

با سلام و خسته نباشید :اسامی پیشنهادی اینجانب به شرح ذیل می باشد

1.توسعه هماهنگ

2.تفکر نوین

3.دیلمستان

-


علی اصغر حجرگشت
چهارشنبه 18 شهریور 1388 ساعت 19:40

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما و همه زحمتکشان سایت دیلمستان :

اسامی پیشنهادی بنده به شرح زیر است :

1- دیلم ، سرزمین خوبان

2- دیلمستان

3- دیلم ، عروس گیلان

- salarslr@yahoo.com


ستاره یگانه
چهارشنبه 18 شهریور 1388 ساعت 19:39

- دیلم نگین سبز
- دیلمستان
- شهر زیتون
- همیشه سبز سربلند
- دیلمستان تکه ای از بهشت

- azal49@yahoo.com


سوده سادات
چهارشنبه 18 شهریور 1388 ساعت 19:39

با سلام و آرزوي موفقيت براي شما عزيزان زحمتكش سايت ديلمستان به خصوص جناب آقاي اميري نظري
اسامي پيشنهادي اينجانب:
1- ستاك (جوانه ي نورسته)
2- سياوشان ديلم
3- وارش

-


سپید
چهارشنبه 16 بهمن 1387 ساعت 3:34

سلام
ممنون می شم اگه شرایط کلی عضویت در سازمانهای NGO رو چه در داخل ایران و چه در خارج برام mail کنید.مثلاً حق عضویت جدا از میزان کمک مالی هست که سازمان می شه؟

- sepedia_feb1st@yahoo.com
پاسخ:
با سلام
از توجه شما ممنون
اطلاعات تكميلي در مورد سازمانهاي غير دولتي را مي توانيد از جناب آقاي طاهري با ايميل زير جويا شويد
a.taheri@ikco.com
با تشكر
مهدي اميري نظري برسري


مريم محمدزاده
دوشنبه 27 آبان 1387 ساعت 0:40

با سلام و آرزوي سلامتي خواهشمند است راهنمايي بفرمائيد آيا در شركت هاي دولتي در تهران و يا ايران مي توان چنين تشكلي داير كرد؟
من كارشناس يك شركت دولتي هستم و مقرر شده در شركت چنين تشكلي راه اندازي شود ممنون خواهم شد چنانچه به من اطلاعاتي دهيد

- m_mo_aval@yahoo.com


ذکریا قاسمی دارستانی
پنجشنبه 16 آبان 1387 ساعت 0:6

بنده بسیار خوشحال هستم درشهرستانی باقدمت بسیار کهن ، شخصیتهایی هم با فکر بالا دل آنها برای زادگاه شان می سوزد ومی تتپد.
بنده مسئول بذیرش بیماستان رازی رشت هستم .
در یک کانون گفتمان شهری که همان N.G.O میباشد ، فعالیت دارم که هر 15روز در شهر رودبار در یکی از منازل دوستان بصورت چرخشی جلسه داریم که بصورت صورتجلسه به مسیولین شهرستان می دهیم .
با کمال میل حاضر به عضویت در کانون شما هم هستم.
باتشکر :ذکریا قاسمی دارستانی

آدرس:رودبا بایین بازار خیابان بوعلی روبروی بانک سپه

شماره تماس:09111390579

- zeytondarestan@yahoo.com
پاسخ:
سلام دوست من
اقدامات اولیه در این خصوص صورت پذیرفته و در حال انتخاب نام هستیم .
ممنون از اینکه اعلام امادگی کردید.


بهزاد رضايي
یکشنبه 10 شهریور 1387 ساعت 18:32

انتخاب نام عاملي مهم و بزرگ در موفقيت يا عدم موفقيت سازمان هاي غير دولتي خواهد بود. واژه هاي بسياري وجود دارد كه بزرگ هستند اما بكار برده نشده اند.
از آنها استفاده كنيد.

-


نام و نام خانوادگی :   (الزامی) 
پست الکترونیکی :   
وب سایت :   
متن نظر :   
ديگر مطالب
دامداري در روستاي خرمكوه عمارلو
تصاويري از منطقه ي خورگام در فصل هاي مختلف - سري دوم
تصاويري از مناطق زيارتي بخش عمارلو رودبار
عشق اينترنتي
عكسي از روستاي تركنشين لوشان
نگاهي به مناطق گردشگري در رودبار
تله کابين شيرکوه به درفک
خانوم به اصطلاح پزشک
تصاويري از چهارفصل بره سر
روز هفدهم مرداد روز خبرنگار برتمام خبرنگاران ونويسندگان فرخنده باد
تصويري از ييلاق سلانسر رستم آباد
شهردار بره سر عزل شد