»
شنبه 10 اسفند 1398 شمسی
Saturday 29 February 2020 GMT
شنبه 27 امير ما 1593 دیلمی
  منوی اصلی
Skip Navigation Links
درباره ديلمستانExpand درباره ديلمستان
چند رسانه ايExpand چند رسانه اي
زبان Expand زبان
سايت بره سر
الموت من
در سياهكل
منجيل نيوز
لوشان
رودبار آنلاين
شكوفه هاي زيتون
شميران
البرز
سولقان
كن
رودسري ها
طالقان
اشكور
نواي رودبار
 
   شرح مطلب
 واژگان و اصطلاحات ديلمي(شرق گيلان و غرب مازندران کنوني)
ابوذر ملک پور وسکلايه , دوشنبه 23 دی 1398 ساعت 12:36

 کُهُل دگوده: با انداختن «گ» در لغتِ دگوده، کُهُل دُودِه گفته مي شود به معني غضب کرده است و قصد حمله و تهاجُم دارد، رُخ تيره نموده براي پرخاش کردن=(کول دُدِ). فعل بگوده: با حذف «گ»، "فِعل بُوده" گفته مي شود به معني بهانه و تمارض کرده است، خَف زده (خواب نبوده ولي خود را به خواب زده است)، شبيه سازي کرده، خود را به بيماري زده.


دوکارد:با انداختن «ک» "دوآرد" گفته مي شود که قيچي يا مقراض را گويند.


بَسَم(بَسَّم): زودتر، بجنب، تندتر، بشتاب، زودباش که بِرَويم.


به باور من بسَّم ريخت ديگري از بشيم (برويم) است که معني شتاب کن برويم را مي دهد که «ش» به «س» تبديل و «ي» حذف شده است،تبديل «ش» به «س» در خيلي از ترکيب هاي ديلمي وجود دارد مثلاً: "درُشت دانه" ، دُرست دانه هم گفته مي شود يا وشکون(نيشگون)¬ _ وسکون(ولسکون )گفته مي شود يا دشتِ واد(بادِ دشت) به صورت "دست واد" و "دست وي" درکتاب هاي قديمي نگاشته شده است و...


بکّه بوبه:از لغت هاي منسوخ شده به معنيِ درذهن نشسته ، رايج و متداول گشته ، وارد اذهان عمومي شده است.


هَپُم (هبام/هبان):نگه دارنده ي پنيرهاي جلدي و... ( خيک ) کيسه اي از جنس پوست گوسفند يا پوست بزغاله ي خشک کرده که درآن خوراک نگهداري مي شود،انبان،توشه دان.


سيم سات(سُوم سال): بوي وطعم بدي که باخوردن ماهي به همراه خيار احساس مي شود،استکان يا ليواني که بوي بد تخم مرغ يا بوي ماهي به خود گرفته باشد مي گويند بوي سيم سال مي دهد.


زوآک(ذوهاک/زُهاک):نترس و رشيد «دلير»، چي زوآکي زأکَه:چه بچه ي رشيد و نترسي؛(احتمالا ضحاک _ ذوحاک _ ذوآک...از مشتقات اَژي دهاکأاوستايي مي باشد).


مادر:باحذف«د» در ديلمي« مار »گفته مي شود و در گيلکي مئَر


پِدر: باحذف«د» در ديلمي« پِر »گفته مي شود و در گيلکي پئِر(پيِر)


برادر: باحذف«د» در ديلمي« برار »گفته مي شود و در گيلکي برَر


هلي: آلوچه راگويند که اصل کلمه خهلي مي باشد، در برخي نقاط «هـ» مياني را حذف کرده اند و خلي گويند و برخي ديگر«خ» را حذف کرده اند و هلي مي نامند، در گفتار «هالي» هم مي گويند که مصوت کوتاه «ــَ»به مصوت بلند«آ»تبديل شده است.


بِهِم: به معني "خريدم" مي باشد،اصلا بخريدم بوده است که خريدِ لغت "بخريدم" حذف گرديده و تبديل به بِــِم و بِيِم و بِهِم شده است.


سياکله رود:قشلاق ديلم هاي چابک سر که احتمالا سيگاکله رود_ سکاکله رود بوده به معني رودِ گله ي سکا يا رود تجمع سکاها مي باشد. که (ک/گ)حذف گرديده و ابدال شده است.سکاها«سيگا»_اسکت ها يا اشگد ها احتمالا به مردمان چابک و سخت سر ديلمستان گفته مي شد که در انداختن زوبين فِرز بودند ، سرزمين دست نايافتي سکاها اشکورِ ايالت ديلمان مي باشد،افشين پرتو در پي نوشت ص45 کتاب تاريخ گيلان و ديلمستان درمعني اشکورنوشته:«اشکور ESHKEVAR ياSHKEVAR ترکيبي از دوپاره واژه ي اشک و ور است.اشکESHK همان ESK يا SAKA است که باشندگان ديرين اين ديارند و سکاها ناميده مي شوند.ور VAR به معني دژ يا سرزمين دست نايافتني است و سَکَوَر يا شَکَوَر که بعدها اِشکوَر نام گرفت به معني سرزمين دست نايافتني سکاهاست.»(تاريخ گيلان وديلمستان سيّدظهيرالدين مرعشي/تصحيح و تحشيه افشين پرتو/چاپ نخست:1395/نشر:فرهنگ ايليا)


سيگارود_سيکارود:سِکارود=رودسکا.روستاي سيگاروديکي ديگر از کهن جاهاي بازمانده اين طائفه نيرومند مي تواند باشد،سکاها چندين هزار سال پيش سيگِستان=سيستان را بوجود آورده اند که رستم سگزي پهلوان نامي ايران از آن جا برخاسته است و ازطائفه ي سکاها مي باشد.(توجه شود سيا دشت و اشکلک و اشکيت و اسکتگو و برخي ديگر نام جاهاي شرق گيلان و غرب مازندران کنوني مي تواند يادگار سکاها باشد).


اسکت:در زبان ديلمي به چابک يا چالاک و زبرو زرنگ و فِرز اسکت گفته مي شود.

   نظرات



   ثبت نظر
نام و نام خانوادگی :   (الزامی) 
پست الکترونیکی :   
وب سایت :   
متن نظر :   
    info@deilamestan.com   
  ديگر مطالب
بحران برف گيلان و مسوولاني که هميشه غافلگير مي شوند
کانديداهاي عزيز و محترم: شجاعانه نسبت خود را با جبهه حق مشخص کنيد
به کساني راي بدهيم که وقتي امثال شهيد حاج قاسم در ميدان جنگ هستند، ‌پشت جبهه فتنه نکنند
آل بويه ديلمي
دکتر مظاهر رحيم‌ پور کليشمي به عنوان مربي بدنساز، به تيم پرسپوليس پيوست
کوه درفک و سه روستاي کرمانج نشين سيبن، چهيش و گوفل
جانوران صنعت گر
درياچه وي يستان(ويستان)، شهر بره سر خورگام رودبار گيلان
دستگيري شکارچيان غير مجاز در منطقه عمارلوي رودبار گيلان
موتاي ديلمي
شکارچي پلنگ در رودبار 800 ميليون ريال جريمه شد
بافت تاريخي روستاي انبوه عمارلوي رودبار ثبت مي‌شود